حلول ماه رجب
آغاز فصل عبادت و نوشیدن از نهر گوارای رجب و در آویختن در شاخه طوبی شعبان و
ریاضت در ریاض رمضان و گل چیدن در بهار قرآن مبارک باد .
امام محمد باقر (ع) :
اگر مومنی را دوست دارید آمدن ماه ماه رجب را به او مژده دهید.
التماس دعا
مناجات
آغاز فصل عبادت و نوشیدن از نهر گوارای رجب و در آویختن در شاخه طوبی شعبان و
ریاضت در ریاض رمضان و گل چیدن در بهار قرآن مبارک باد .
امام محمد باقر (ع) :
اگر مومنی را دوست دارید آمدن ماه ماه رجب را به او مژده دهید.
التماس دعا
مادر! تو جانانه جام بلای ما را نوشیدی و لباس رنج و محنت ما را پوشیدی، اینک، حریر محبت فرزندانت
را بپوش و شربت شهد عشق آنان را بنوش. مادرم، در گرامی داشت روزت زیباترین ستاره سپاس را به
پاس پاسداری بی کرانت از ما، بر آسمان پرمهرت می آویزیم. روزت مبارک باد.
♥♥♥به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی مادر. ♥♥♥ █▓▒░
روزت و هفته و تمامی ایام بر تو مبارک
|
اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد میکنید با همسرتان بر خورد میکردید اگر هر روز شارژش میکردید باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید پایِ صحبتهایش می نشستید ... پیغامهایش را دریافت میکردید پول خرجش میکردید براش زیور آلاتِ تزئینی میخرید دورش یک محافظ محکم میکشیدید در نبودش احساسِ کمبود میکردید حاضر نبودید کسی نزدیکش شود حتی مطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید همیشه و همهجا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی و اگر همیشه... همراهِ اولتان بود با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست الان هم که گوشی ها تاچی شده، اگر همونقدر که گوشی رو تاچ میکنید همسرتون رو نوازش بکنید کلی خوشبخت می شوید |
چتر حمایت او را احساس می کنی زمانی که خواهر توست
گرمای محبت او را احساس می کنی زمانی که دوست توست
هیجان و عشق او را احساس می کنی زمانی که عاشق توست
از خود گذشتگی او را احساس می کنی زمانی که همسر توست
پرستش وایثار او را احساس می کنی زمانی که مادر توست
دعای خیر او را احساس می کنی زمانی که مادر بزرگ توست
و باز هنوز او استقامت دارد
قلب او بسیارظریف و شکننده است
بسیار شوخ وشیطان
بسیار فریبا
بسیار بخشنده
بسیار خوش آهنگ
اما عروسک و بازیچه هوس نیست
او یک زن است
او یک زندگی است
به او احترام بگذار
و
به او عشق بورز
بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم
مادر! يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري!
مادر! يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!
مادر! يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري !
مادر! يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد!
مادر! يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!
مادر! يعني
باز هم بهانه مادر گرفتن....
از همسرش خداحافظی کرد، باید سوار کشتی می شد تا دریاها را در سفری سخت و پر مخاطره
بپیماید و با دستی پر به آغوش خانواده اش باز گردد. لحظه زیبایی بود، حس زیبایی داشت. تازه
فهمیده بود همسرش را چقدر دوست دارد. صدای سوت کشتی خبر از جدایی می داد. عقب عقب از
پله ها بالا می رفت تا همسرش را که روی چمن های سبز وطنش ایستاده بود، چند لحظه بیشتر
ببیند. کشتی حرکت کرد و سفر آغاز شد. طوفان مهیبی کشتی را در هم شکسته بود. همه غرق
شده بودند، جز یک نفر. تخته پاره ای را در آغوش گرفته بود تا شاید زنده بماند و بتواند دوباره
همسرش را ببیند. تمام دارایی اش را از دست داده بود اما تصویر همسرش که روی سبزه ها ایستاده
بود و برایش دست تکان می داد، به او امید می داد. همسرش دلیل زندگی اش بود. توفان او را مایل
ها دور کرد و به جزیره ای رساند.دیوانه شده بود؛ از دوری همسرش و از اینکه بعد از گذشت چند سال
کسی برای پیدا کردن او نیامده بود. می خواست خودش را از این زندگی تلخ خلاص کند. کسی به یاد
او نبود. زنده بودن فایده ای نداشت، پس تصمیم گرفت خودش را حلق آویز کند.طنابی را که بافته بود
به شاخه درختی بست و روی تخته سنگ ایستاد و طناب را به دور گردنش انداخت. باز هم تصویر
همسرش در ذهنش آمد اما او تصمیمش را گرفته بود. از روی تخته سنگی که ایستاده بود خودش را
رها کرد تا با مرگش خودش را راحت کند.شاخه شکست و او زنده ماند! باورش نمی شد، زنده مانده
بود. مات و مبهوت به شاخه تنومند سبز درخت نگاه می کرد. فهمید باید زنده بماند. فردا صبح که از
خواب بیدار شد لب ساحل چیز عجیبی دید. باورش نمی شد. امواج دریا بادبان شکسته یک کشتی را
به ساحل جزیره آورده بودند. دلیل شکست شاخه تنومند درخت و زنده ماندنش را فهمید. پس قایقی
درست کرد و بادبان را روی آن سوار کرد و به سمت خانه حرکت کرد. از آن زمان به بعد هروقت به
مشکلات بزرگی بر می خورد کمی فکر میکرد و می گفت:
“باید زنده ماند، خدا بادبان دیگری خواهد رساند.”
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند. جواب داد:
اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000
ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشتواقعا نمی دانید:
چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادر ، دل مردهایی را که چشمشان به دنبال خوش رنگ ترین زن هاست را می زند .
واقعانمیدانید:
چقدر لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوی و می پرسی: آقا اینا قیمتش چنده؟ فروشنده جوابت را نمیدهد. دوباره می پرسی: آقا اینا قیمتش چنده؟ فروشنده که محو موهای مش کرده زن دیگری است و حالش دگرگون است تو را اصلا نمی بیند. باز هم سوالت بی جواب می ماند و تو خوشحال از مغازه بیرون می آیی .
واقعانمیدانید:
چه لذتی دارد وقتی که مردهایی که به خیابان می آیند تا لذت ببرند، ذره ای به تو محل نمی گذارند .
واقعانمیدانید:
چه لذتی دارد وقتی شاد و سرخوش در خیابان قدم می زنید در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه ای از زیبایی هایتان پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره به نزدیک ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر زیبایی خود را کنترل کنید ؛ زیبایی از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.
واقعانمیدانید:
چه لذتی دارد وقتی جو نگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید .
واقعانمیدانید:
چه لذتی دارد وقتی کرم قلاب ماهیگیری شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید .
واقعانمیدانید:
چه لذتی دارد وقتی می بینی که می توانی اطاعات خدایت را بکنی نه هوایت را .
واقعانمیدانید:
چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می روید در حالی که یک عروسک متحرک نیستید یک انسان رهگذرید .
واقعانمیدانید:
چه لذتی دارد این حجاب ، خدایا این لذت مدام باد
امام صادق عليه السّلام فرمود:
دوستى را شرايطى است و اگر همه اين شرايط در کسی نباشد او را دوست كامل نشمار و كسى كه هيچ يك از اين شرايط در او نباشد در هیچ مرتبه از دوستی با او رفاقت نکن.