|
|
|
|
|
السلام علیک یا شمس الشموش و یا انیس النفوس السلام علیک یا معین الضعفا و الفقرا السلام علیک یا سلطان ابوالحسن ، علی ابن موسی الرضا شقایق های احساس و نسترن های نیاز و بنفشه های عطوفت ، نثار قدم های تو باد ای قبله ایران زمین ! درود نرگس و تحیت شمشاد و سپاس یاس و سلام سپیدار بر آستان کبریایی و بارگاه کرامتت ! اینک در میلاد نور و شکفتن غنچه اشراق ، بر دوش نسیم می نشینم و در رکاب رهوار دل ، به سوی سپیده می روم . یاد تو قرار از دل ها می رباید و مرهم لطفت ، زخم های ناسور را درمان می کند و سپیده دم ازل تا شامگاه ابد پیمان یاران با جمال تو پایدار است . سلام ما بر تو ای امام مهربان ! عزت ما از روشنایی آستان پرفروغ توست |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 23:55 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
امشب می خواهم در پای جمال گل ، پرپر شوم . امشب شمع طرب در شبستان آرزوهایم جان گرفته و آهوی رمیده ی اشتیاقم ضمانت دلدار می جوید. امشب دل در ضریح زیبای رضا (ع) می بندم و اشک نیاز را مهمان چشم هایم می کنم . امشب آوای اذان اهل راز ، از گلدسته های مسجد گوهر شاد بر می خیزد و جماعت عاشقان صف به صف ایستاده اند . آخر مردی می آید که هیچ پناه آورنده ای را بی پناه وا نمی گذارد و هیچ دستی را تهی باز نمی گرداند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 23:52 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت هفته حج و به پاس قدرانی از زحمات استاد اخلاق عزیزم سر تا به پا دردم خدا عمری زیان کردم خدا خجلت بیاوردم خدا فارحم الهی یا کریم من که گنه کارم خدا خورده گره کارم خدا اما تو را دارم خدا فارحم الهی یا کریم توخوب خوبی من بدم گفتی بیا من آمدم حاشا که تو سازی ردم از سفره ات روزی برم جایش گنه می آورم از هر چه گویی بدترم فارحم الهی یا کریم دستی بکش بر چشم من با من بگو یا رب سخن افتاده ام دور از وطن فارحم الهی یا کریم با آرزوی قبولی و داشتن زیارتی با معرفت و حضور دل از دوستان عزیزی که توفیق سفر حج را در این سال دارند تقاضامندم به یاد تمامی آرزومندان بوده و نایب الزیارﺓ مشتاقان دیدار کوی دوست باشند. حجکم مقبول ، سعیکم مشکورا |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 0:52 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
خدای من ! میان ما و خویش الفتی نهانی ساز و پیوندی خفیه ، و ما را توفیق تلاشی بی شایبه و صادقانه عنایت کن و کوششی که ما را تا بوستان رضایتت برساند و ازمیوه ی پاداش تو ، به ما بچشاند. این جان های بی قرار ، جز لحظه ی دیدار آرام و قرار نمی گیرند. گفتی و به حق و چه بزرگانه و دلسوزانه که : « یادم کنیدتااز یادتان نبرم،بخوانیدم تادست گیرم،رو سوی من کنیدتابه سویتان بیایم » |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 22:58 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
این ندای مهر آمیز خداوند است که ما را به دعا و مناجات خدا می خواند و وعده استجابت می دهد. خداوند برا ی استجابت دعا پیش شرطی قرار نداده وهمه را حتی گناهکاران را به دعا و راز ونیاز با خود دعوت می کند. شیطان که از اهمیت دعا و آثار عظیم آن آگاه است ، با انواع نیرنگ ها تلاش می کند که بندگان خدا را از فیض دعا و مناجات محروم سازد. گاهی می گوید : تو گناهکاری و دعاهایت ارزشی ندارد . گاهی می گوید : این همه دعا کردی چه اثری دیدی ؟ هیچگاه از دعا غافل نشویم و رشته ارتباط با خدا را همواره حفظ کنیم که کوچکترین اثر آن ، آرامش قلب و اطمینان روح و روان است و در صورت مصلحت ، بر آمدن حاجات کوچک و بزرگ که ما جز او پناهی و غیر او تکیه گاهی نداریم . الهی من لی غیرک اسئله کشف ضری و النظر فی امری |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 22:30 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه دیگر گونه می تابد.گویی ستارگان به سماع آمده اند و آسمان چراغانی است.انگار نه انگار که شب بر زمین سایه افکنده است. مدینه در هنگامه ای پرشور است و هاله ای پرنور . آخر تو می آیی تا برای بابا زینت باشی و برای رضا(ع)،زینب . تو می آیی تا خاطرات غربت مادرت زهرا(س)تکرار شود. از بهشت بر زمین سرنوشت ، هبوط می کنی تا کویرستان عالم را آبادان کنی . وقتی به پای بوسی حرمت می آیم،حس می کنم دیگر در خودم نیستم ؛ گاه بال در بال کبوتران حرم تا اوج آسمان قد می کشم و گاه در گوشه ای به تو می اندیشم. نمی دانم در تو چه رازی است که سوختگان مزار گمشده ی فاطمه(س)را به آتش می کشد؟! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 22:58 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
گویی مدام در جستجوی بهانه ای هستند برای اجابت تمنای دلشکستگان ! و فاطمه معصومه(س) یکی از آن اهالی مهربانی هاست. معصومه(س)عصاره رحمت خداست! اوکسی نیست که بتواند اندوه دلی را تاب بیاورد ودل شکسته ای را از آغوش خود براند! او در آغوش اجابت خویش برای تو هم جایی نگاه داشته است،جایی به اندازه ی این که همه ی درد های ناگفته ات را برایش واگویه کنی و چون نسیم محبت او که دلت را می نوازد،سبک شوی ! اادخل یا بنت رسول الله ؟ اادخل یا فاطمه المعصومه ؟ دیگر جای درنگ نیست! کافی است دلت را به او بسپاری و با پای تواضع به حریم قدس او گام نهی! فاخلع نعلیک! وقت آن رسیده است که دست نیازت را به سویش دراز و رشته های سرگشته ی ذلت را به ضریح نورانی اش دخیل بندی و حاجت خویش را بطلبی ! دامنه اجابت کریمه ی اهل بیت گسترده و فراگیر است؛ پس برای همه دعا کن ! منتظر چه هستی ؟ همه چیز مهیاست تا تو لب بگشایی و بگویی : السلام علیک یا فاطمه معصومه . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 23:34 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 23:29 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
ملائک شادباش های خداوندی را در سریرهای نور به سرزمین مدینه می فرستادند . شهر غرق در شور ؛شکفتن گلی از گلستان اهل بیت پیامبر صل الله علیه واله وسلم را انتظار می کشید وخانه امام موسی بن جعفر علیه السلام خود را آماده ضایفت تولدی بزرگ می دید . به ناگاه فضا از عطر حضور پر شد ؛ انتظار به پایان رسید ؛خنده ها شکفت و نوزادی زیبا به ناز دیده باز گشود . پدر که لبخند را هدیه کودک خود کرده بود ، نام او را به یاد مادر خویش فاطمه نهاد . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 23:26 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
الهی : راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی الهی : چگونه خاموش باشم که دل درجوش و خروس است وچگونه سخن گویم که خرد مدهوش است . الهی : از پای تا فرقم در نور تو غرقم .« یا نور السموات و الارض ، انعمت فزدا! » الهی : وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم ! الهی : آگاهی که دریای دلم را جزر و مد است ؛ « یا باسط » بسطم ده ، و « یا قابض » قبضم کن! الهی : رمضان بگذشت و ما از خود نگذشتیم ، تو از ما بگذر ! الهی : عارفان گویند « عرفنی نفسک » ، این جاهل گوید « عرفنی نفسی ! » الهی : اهل ادب گویند به صدرم تصرفی بفرما ، این بی ادب گوید بر بطنم دست تصرفی نه ! الهی : در راهم ، اگر در باره ام گویی « لم نجد له عزما » چه کنم ؟ (طه 115) الهی : چون در تو مینگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم. الهی : عقل گوید « الحذر الحذر » عشق گوید:« العجل العجل»؛ آن گوید دور باش و این گوید زود باش . الهی : روزم را چون شبم روحانی گردان ، و شبم را چون روز نورانی ! الهی : اگر ستار العیوب نبودی ، ما از رسوایی چه می کردیم ؟ الهی : ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد ، در « یو تبلی السرائر » چه کنیم ؟ الهی : به سوی تو آمدم ؛ به حق خودت مرا به من بر مگردان ! الهی : توانگران رابه دیدن خانه خوانده ای،و درویشان را به دیدارخداوند خانه،آنان سنگ و گل دارند و اینان جان و دل؛آنان سرگرم در صورتند و اینان محو در معنا خوشا آن توانگری که درویش است! الهی : ای کاش الفاظی جز اسمای علیا و صفات حسنایت نبود ، که از الوان الفاظ چه رنگهاگرفته ایم . الهی : کی الله گفت و لبیک نشنید. الهی : حرم بر نامحرم حرام است ، محرم را چرا محروم باشد . الهی : بدان بر ما حق بسیار دارند تا جه رسد به خوبان . الهی : اگر آخرم مثل اولم باشد ، بدا به اول و آخرم . الهی : تاکنون از این و آن به سویت راه می یافتم و اینک از تو به این و آن آشنا می شوم. الهی : تا حال تو را پنهان می پنداشتم ، و حال جز تو را پنهان می دانم. الهی : به حرمت راز ونیاز اهل راز و نیازت این نا اهل را سوز و گداز ده ! الهی : از سر دل نشینت لب دوختم ، و از شر آتشینم سوختم . الهی : نماینده ات فرمود " « القلب حرم الله » حرمت را حفظ بفرما . الهی : با همه شیرین زبانی و شیرین کاری ام ، نمی دانم چه کاره ام.. الهی : اصطلاحات انباشته را دانش پنداشته ایم . « یا نور السموات و الارض » ؛ قلب ما را مورد مشیت « العلم نور یقدذفه الله فی قلب من یشا ء » قرار ده ! الهی : به سر آمد دوران نخوت جوانی و غرور تحصیل فنون جنون ، اینک حاصل بیداری دو ساله ام ، آه گاه گاهی است . « یا لا اله الا انت » ؛ جز آه در بساط ندارم ، از من آهی و از تو نگاهی .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 14:34 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
آرزو ها هدیه های خدایی هستند که این دنیا را از ملال و خستگی و تکرار در می آورند و به ما کمک می کنند تا بتوانیم با این آرزوها کوچک به اهداف و آرمان های اصلی و انسانی خود برسیم . راه ها و روش هایی بسیار ساده وعملی وجود دارد که کمک می کند شما به آرزوهایتان برسید.
ابتدا خودتان رااز شر آن چه نمی خواهید خلاص کنید تا برای آن چه می خواهید جا باشد. نظمی به درون خود بدهید و آن را از هر چه نمی خواهید و یا بد است شستشو دهید. تمام آنچه که اشتباه و خطاست دور بریزید و از درونتان برای همیشه آنها را جدا کنید . به خدا اعتماد و توکل کنید تا درونتان را از محبت و برکت پر کند.
اگر به کارهایی سرگرم هستید که می دانید از چشم خدا ناشایست است،طلب رحمت و برکت و شفا وثروت همه بیهوده است . باید زندگی خود را از تمام امور ناشایست و بیهوده و ملال آور پاک کنید و سپس زندگی ای را طلب کنید که بر پایه درست و الهی و استوار بنا شده باشد. آنگاه که زندگی تان را پالایش کردید، نوبت به قلب شما می رسد که آن را از تمام کینه ها و عداوت ها و احساسات منفی پاک کنید. باید از هر که کینه ای دارید ، او را ببخشید و عفو کنید. هر گاه دیگران را ببخشید،خدا هم شما را مورد عفو و رحمت خود قرار می دهد. هر روز موفع نماز از خدا بخواهید تا کاهرای بد شما را ببخشد و شما هم کینه های دیگران را ببخشید و آن ها را به خدا واگذار کنید. این عمل را مدام تکرار کنید تا در درونتان خلا روحانی حاصل شود و موانع از سر راهتان کنار رود و آماده برای پذیرش برکت های الهی باشید. از بهترین قوانین بخشایش این است که دشمنانتان را ببخشید و دوستان و عزیزانتان را آزاد بگذارید و از حس تملک بر آنان بپرهیزید.
در دفترچه ای تمام آرزوهای راستین خود را بنویسید،نه آن آرزو و خواسته ای که دیگران برایتان فکر می کنند خوب است . رضایت شما و خدا شرط است .هر چه خواسته شما والاتر باشد، نزدیکتر است. به دیگران حسادت نکنید ، بلکه هر گاه موردی را می بینید،از خدا برای خود بخواهید. هر صبح و شب قبل از خواب در خلوت خود دعاهای دلخواهتان را تکرار کنید . آنها را با زبان تکرار کنید تا معجزه ببینید.
تنها به خدا توکل کنید و برای رسیدن به توانگری،به انسان ها و اوضاع و شرایط چشم ندوزید، تنها تکیه گاه خداست. طلبیدن طرح الهی همواره می تواند کمکتان کند تا شما به بهترین سعادت ها و اوضاع الهی برسید. اگر برکت الهی به سراغتان نمی آید،بدانید که یا هنوز وقت آن نرسیده یا هنوز شما به مرحله پختگی و آمادگی کامل نرسیده اید،صبر کنید تا لحظه خاص فرا رسد. امیدوارم این مراحل را به راحتی انجام دهید و به خواسته ها و آرزوهای راستین خود دست یابید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 23:12 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
دنیا عروسی است که هر کس به خواستگاری اش برود،نه نمی گوید مهریه اش هم پایین است، گاهی شیر بها هم نمی طلبد،اما هزاران داماد را در حجله،ناکام می گذارد. نه آن که خواستگار،عنین باشد،بلکه عروس،عقیم است ! ناپایداری،نازایی،بی وفایی،وفراز و نشیب،از جمله عیوبی است که می توان به خاطر آن ها عقد دنیا را به هم زد . آنان هم که عقد بسته دنیایند،میراثی نخواهند برد. همخوابی با عروس دنیا حرام است،چه از روی عقد باشد چه از روی حرام. اگر کسی با نداشتن دنیا به حرام می افتد،در این صورت به حد ضرورت اکتفا کند. البته آنان که با داشتن دنیا به حرام می افتند،بسیار بیشترند. علی ای حال،حفظ عفاف و کفاف،اولی است. به جای صیغه کردن دنیا باید به عقد دائم آخرت پرداخت که نفقه و مسکن آن هم بر عهده خداست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 19:23 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل قول نداده زندگی هميشه به كاممون باشه خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده خدا ساحل بی طوفان ، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده خدا قول نداده که ما رنج ؛ وسوسه و اندوه رو تجربه نكنیم خدا جاده های آسون و هموار ، سفرهای بی معطلی رو قول نداده قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده پس ناملايمات زندگی رو شکر بگيم و فقط از خودش کمک بگيريم که اوجاودانه است و بس وقتی حس کردیم به اون چيزی كه می خواستیم نرسيدیم خدا رو شکر کنيم چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ما را غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانمون بهمون بده بهترين بهترين ها را برایتان آرزو مندم . مثل هميشه آسموني باشيد.... با تشکر از دوست بسیار گرامی و عزیزم امیر این مطلب را برایم فرستاده بود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت 3:17 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر دانشمند خفته در بقیع ؛ او که عمری چراغی بود برای محفل تاریک جویندگان علم ، اما اکنون شمع قبر نجیبش ، ستارگان آسمانند و گنبد نیلی آسمان بارگاه قدس اوست . سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) را به محبین و پیروان حضرت و آنانکه از پس نرده های آهنین بقیع عرض ادب و سلام خدمت آن امام و معصومین آرمیده در بقیع گفتند تسلیت و تعزیت می گویم . به خداوند امیدوار باش ، امیدی که تو را بر انجام معصیتش جرات نبخشد ؛ و از خداوند بیم داشته باش بیمی که تو را از رحمتش نا امید نگرداند. امام صادق (ع) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 0:46 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
یک دوست بسیار عزیز (امیر) لطف نمودند و گلچینی از اشعار زنده یاد قیصر امین پور برایم فرستاده اند.
دوست گرامی امیرعزیز واقعا متشکرم . حضورت همیشه در حریم مایه صفای دل می گردد. اگر می توانستم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 21:45 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
یک دوست تازه آشنا هر چند گاه یکبار افتخار حضورش را در حریم دل دارم و این بار یک نوشته قشنگی به یادگار گذاشته که اونو به همه دوستان تقدیم می کنم:
اگر دستم به جدایی برسه... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت 11:33 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام نامی حضرت دوست که هر آنچه داریم از اوست خانه ایی داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوست هایم بنشنند آرام گل بگو ؛ گل بشنو هر کسی می خواهد داخل خانه پر عشق و صفامان گردد یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر : |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 آبان1386ساعت 21:38 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
در رهگذر این دنیای پر از نامردمی و ناخدایی اصل و حقیقت عبودیت را فراموش نکنیم و مدام مراقب این دل که محرم سرالله است با دعا و طهارت باطن حریم آن راپاک نگه داریم، که دعا راه و رسم جمال خداست و بی شک بالاترین عبادات چرا که با تضرع و اقرار به ناتوانی و ضعف خود از او یاری می طلبیم چون او چنین خواسته است . " ادعونی استجب لکم " ناله مومن همی داریم دوست گو تضرع کن که این اعزاز اوست خوش همی آید مرا آوای او وان خدایا گفتن و آن راز او |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 0:52 توسط رنگین کمون
|
|
||