تبليغاتX
حریم دل
مناجات

در زمان خلافت ابوبکر زلزله ای در مدینه رخ داد و مردم به ابوبکر و عمر پناه بردند .

 آنان این دو را در حال رفتن به طرف خانه علی بن ابیطالب علیه السلام دیدند

 و آنان نیز به همراه آندو به راه افتادند تا  به در خانه امیر المومنین علیه السلام رسیدند

حضرت بدون توجه به زلزله با آرامش از کنار آنان عبور کرده و گذشت ،

 و مردم به دنبال امام علیه السلام به راه افتادند تا به تپه ای رسیدند .

 حضرت بالای آن نشست و مردم نیز در کنار ایشان قرار گرفتند .

 آنان دیوار های مدینه را می دیدند که تکان های شدید می خورد .   

امیرالمومنین علیه السلام به آنان فرمود :

گویا آنچه می بینید شما را ترسانده است 

سپس حضرت دو لب خویش را حرکت داد و با دست به زمین زد و فرمود :

چه شده ؟ حرکت نکن .                                     

در این موقع زمین از حرکت باز ایستاد و مردم از این واقعه،شگفت زده شدند

و شگفتی آنان بیش از تعجب اولشان درموقع خروج حضرت

و توجه نکردن ایشان به زلزله بود .                                                                                                                                                                     سپس حضرت علیه السلام فرمود :

چه شده ؟ حرکت نکن !

در این موقع زمین از حرکت باز ایستاد و مردم از این واقعه،شگفت زده شدند

و شگفتی آنان بیش از تعجب اولشان درموقع خروج حضرت و توجه نکردن ایشان به زلزله بود.

سپس حضرت علیه السلام فرمود :

 از کار من شگفت زده شدید؟

گفتند : آری

امیرالمومنین علیه السلام فرمود؛

خداوند متعال می فرماید:

آن گاه که در زمین زلزله زخ دهد و زمین درون خود را آشکار کند،

 انسان می گوید : چه شده است ؟

من همان انسانی هستم که به زمین می گویم که چه شده است ؟

 آن گاه زمین اخبارش را آشکار می کند،من اخبار او هستم

                                                                                                                                     

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 16:11  توسط رنگین کمون   | 

 شهادت اولین حامی ولایت

و کوثر خروشان حیا و عفت

و عصاره هستی و خلقت

حضرت فاطمه زهــــــرا (سلام الله علیها)

بر مولایمان حضرت مهدی (عج)

و استاد گرامی اخلاقـم 

و منتظرانش

به ویژه تمامی بانوان پاکدامن و شیفته آنحضرت تسلیت باد.

 

انشااله با مزین شدن به شرم و پاکدامنی ؛

در دو جهان مشمول عنایت و شفاعت حضرت واقع گردیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 21:56  توسط رنگین کمون   | 

بار خدایا !

مرا بدانچه داده ای قانع گردان و عیوبم را بپوشان ؛

مرا در طول عمر حمایت فرما و سالم دار ؛

مرا ببخش و آن گاه که مرگم فرا رسد مشمول رحمتت قرار ده .

خداوندا !

 مرا بر آنچه مقدرم نساخته ای به زحمت میفکن و

آنچه مقدرم نموده ای دستیابی اش را سهل و آسان گردان .

پروردگارا !

پدر و مادر و هر کس حقی بر من دارد جزای خیر ده.

خدایا !

اوقاتم را برای آنچه مرا آفریده ای فارغ ساز و به آن مشغول نما ؛

و در آنچه خود متکفل دادن آن شده ای مشغول مساز و عذاب مده.

که من به درگاهت طلب آمرزش کرده ام و محرومم منما؛

که به سوی تو دست خواهش آورده ام .

خداوندا !

 نفسم را در وجودم ذلیل و خوار کن ؛

و شان و عظمت خود را در آن بزرگ گردان ،

طاعت و بندگی خود را و عمل به آنچه تو را خشنود میکند

 و دوری از آنچه تو را خشمگین می سازد در دلم بیفکن ؛

ای از همه مهربان تر.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 21:52  توسط رنگین کمون   | 

جابربن عبدالله انصاری (قدس سره) از حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام

 در باره لوح نورانی نزد آن حضرت سوال کرد.

ایشان فرمودند:

این لوحی است که خداوند به پیامبرش صلی الله علیه واله اهدا کرده است.

در آن اسم پدرم و شوهرم و دو فرزندم (حسن و حسین )

و نام تمامی جانشینان ایشان که از فرزندان من هستند،می باشد .

پدرم این لوح را به من هدیه داده است تا موجب خوشحالی من باشد .

جابر گفت : من دوازده اسم در آن دیدم

 و از حضرت سوال کردم :اینها نام چه کسانی است ؟

حضرت پاسخ داد : اینها نام های جانشینان پیامبر صلی الله علیه واله است .

اول آنان پسر عمویم (علی بن ابی طالب ) است

و پس از او یازده تن از فرزندانم می باشند

 که آخرین آنان قائم آل محمد (عج) است .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 21:50  توسط رنگین کمون   | 

نام فاطمه یاد آور هدایت و نجات است،

خداوند نام او را فاطمه گذاشت

زیرا او تمامی دوستانش را از آتش جهنم در امان خواهد داشت

 و از بهشت دنیایی تشیع خود به جنت اخروی رضوان خدا در خواهد آورد.

 

عـالم صـدف است و فـاطـمـه گـوهر اوست

گیتی عرض است و این گوهر جوهر اوست

در فـخر و شـرافـتـش هـمـیـن بـس ز خلق

احمد پـدر است و مرتـضـی شوهر اوسـت

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 21:49  توسط رنگین کمون   | 

روایت شده که شیطان به درگاه فرعون آمد و در را کوبید،

فرعون گفت:کوبنده در کیست ؟

شیطان گفت:اگر خدا بودی،می فهمیدی چه کسی درب می کوبد.

فرعون گفت:ای ملعون داخل شو.

شیطان گفت:ملعونی برملعونی واردمی شود،پس داخل شد .

فرعون به اوگفت :

چرا بر آدم سجده نکردی تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوی ؟

در جواب گفت :چون مانند تو در صلب آدم بود.

فرعون به او گفت :آیا بدتر از من و ازخودت بر روی زمین سراغ داری ؟

شیطان در جواب گفت :انسان حسود از من و از تو بدتر است .

چون حسد عمل نیک انسان را می خورد ،

همچنانکه آتش هیزم را می خورد و می سوزاند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 17:29  توسط رنگین کمون   | 

 یا رب آن شمس هدی فخر بشر کی خواهد آمد

حــامـی قــرآن و آیـیـن از سـفـر کی خواهد آمد

صــاحـب این دیـن اسـلامـست و آیین شرافـت

حامی و حافظ براین دین از خطر کی خواهد آمد

آن امــام مـسـلـمـیـن از عالـم غـیـب و شـهـود

بـر خـلایـق آن مـلـیـک تـا  جور کی خواهد آمد

حــب او در قــلـب مـردم گشته لبریز از مـودت

پیشوای شیعیان ، ثانی عشر کی خواهد آمد

بـار الـهـا شـد زکـف هـم صـــبـر و هم آئین ما

حافظ دین ، دشمن کاخ شرر ، کی خواهد آمد

آن عدالـــــت پــرور و کــوبنده کـــاخ ســتــم

پادشاه انس و جان و بحر و بر، کی خواهد آمد

لـــوحـه دیـن از قـدوم او هـمـی گـردد مـنظم

گسترد آن سفره عدل و برر ، کی خواهد آمد

عالــم و آدم ز رویــش جمله مـحرومند اکنون

تلخ شد کامم ز هجران لب شکر ، کی خواهد آمد

صـــابـران را شد بـرون صـبـر و شکـیـبـایـــی ز تن

آنــکه بـشکافد ز ظالم فرق و سر کی خواهد آمد

روز و شب از دوریش گریان و دلخون رنگین کمون

رافـــــع آن بــیــرق فــتـــح و ظـفر کی خواهد آمد

 

                    یا صاحب العصر

+ نوشته شده در  جمعه 10 خرداد1387ساعت 23:35  توسط رنگین کمون   | 

     

قرآن ! من شرمنده توام

اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه

مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است ؟ "

چه غفلت بزرگی كه می پنداریم

 خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .

 

قرآن ! من شرمنده توام

اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام .

 یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته ،‌

یكی ذوق میكندكه ترا فرش كرده ،

‌یكی ذوق میكند كه ترا با طلا نوشته ،

‌یكی به خود میبالدكه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... !

آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

قرآن ! من شرمنده توام

 اگر حتی آنان كه ترا میخوانند و ترا میشنوند ،‌

آنچنان به پایت مینشینند

 كه خلایق به پای موسیقی های روزمره مینشینند .

 اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند

مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...!"

گوی مسابقه نفس است

 

قرآن !‌ من شرمنده توام

 اگر به یك فستیوال مبدل شده ای

 حفظ كردن تو باشماره صفحه،‌

خواندن تو آز آخر به اول،‌

یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟

ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ،

 تا اینچنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند.

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .

 آنانكه وقتی ترا  میخوانند چنان حظ میكنند ،

‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است

 آنچه ما با قرآن كرده ایم

 تنها بخشی از اسلام است

كه به صلیب جهالت كشیدیم.

 

 بر گرفته از :

http://www.fleur.blogfa.com

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 18:48  توسط رنگین کمون   | 

انسان مجموعه ای است از غرائز و شهوات مختلف ؛

از طرف دیگر دارای قوه عقل می باشد،

که بوسیله این قوه خیروصلاح خویش راتشخیص میدهد

و نفس را کنترل می کند.

 نفس آدمی دارای مراتبی است که عبارتند از :

1-      نفس اماره

2-      نفس لوامه

3-      نفس ملهمه

4-      نفس مطمئه

 

نفس اماره :

حالتی است که انسان را  دنبال تمایلات حیوانی می برد .

          ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی

                                                      (یوسف)

نفس لوامه :

این مرحله از نفس اگر در کسی پیدا شود بسیار خوب است.

کسی که دارای نفس لوامه است،اگر گناه و خطائی مرتکب شود

 بواسطه وجدان بیدار خودش متوجه گناهی که کرده می شود.

نفس لوامه یک مرتبه کمالی است و امر محترمی است که،

خداوند به آن قسم خورد است:                                                                       

    یا اقسم بیوم القیامه و لا اقسم بالنفس اللوامه

 

نفس ملهمه :

نفسی است که به قدری بیدار شده که مورد توجه خداوند می باشد و نفسی است که یک نوع اتصالی به عالم غیب پیدا کرده ،می تواند خوب و بد را تشخیص دهد و امیدواریم خداوند چنین حالتی از نفس را نصیب ما بگرداند.

ونفس  و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها

                                                                 (الشمس – 7و 8)

نفس مطمئنه :

بالاترین مرحله نفس مرحله ای است که نفس انسانی بواسطه ارتباطش با خداوند،دارای اطمینان و آرامش کامل می شود.هیچگونه تزلزلی در آن راه ندارد که از آن به نفس مطمئنه تعبیر شد ه .

یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه

                                                                           (فجر-27)

الا بذکر الله تطمئن القلوب

                                                                           (رعد-28)

 

امام حسین علیه السلام در روز عاشورا با آنهمه مصیبت هایی که بر وی وارد شده بود،در لحظات آخر عمرش می فرماید :

الهی رضا برضاک و تسلیما لبلائک لا معبود سواک .

خداوندا ! راضیم به رضای تو  و  تسلیم بر بلاها و  مصیبت های تو هستم .

و غیر از تو معبودی ندارم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 17:21  توسط رنگین کمون   | 

دانــی کـــه چـرا طـفـل بـه هـنـگـام تـــولــد

بـا ضـجــه و بــی تــابـی و فـریاد فـغـانـسـت

بـــا آنـکـه بــــرون آمــده ازمـجـلـس زهـــدان

و امـــروز در ایــن عــرصــه آزاد جــهـانـسـت

بــاآنکـه در آنجـا هـمـه خـون بوده خـوراکـش

و ینجا شکرش در لب و شیرین به دهانست

زانـسـت کــه در لــوح ازل دیــده کــه عــالـم

بــر عـالـمـیـان جـای چـه ذل و چه هـوانـسـت

دانـدکـه در این نـشـئـه چـه هـا بـر سـرش آید

بـیـچـاره از آن لــــحـظــه اول نـــگــران اســت .

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 22:1  توسط رنگین کمون   |