تبليغاتX
حریم دل
مناجات
باز امشب حق صدایم کرده است

وارد مهمان سرایم کرده است

با همه نقصی که در من بوده است

باز هم او دعوتم بنموده است

میهمانی شد شروع ای عاشقان

نو حق کرده طلوع ای عاشقان

باز مولا سفره داری می کند

دعوت از عبد فراری می کند

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 10:24  توسط رنگین کمون   | 

دل خوش از آنیم که حج می رویم

غافل از آنیم که کج می رویم

کعبه به دیدار خدا می رویم

او که همین جاست کجا می رویم

حج به خدا جز به دل پاک نیست

شستن غم از دل غمناک نیست

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 10:21  توسط رنگین کمون   | 

اعمال توصیه شده شب و روز عرفه (ذی الحجه )

 

 

برگرفته شده از :

http://fleur.blogfa.com

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 17:18  توسط رنگین کمون   | 

در تفسیر آیات توبه آمده :

فرشتگان ، گناهان گناهکار را برای عرضه به لوح محفوظ می برند ،

آنجا به جای گناهان حسنانت برای عبد می بینند ،

به سجده می افتنند و به پیشگاه حق عرضه می دارند :

آنچه انجام داده بود نوشتیم ،

ولی غیر آن را می بینیم !

پاسخ می شنوند :

راست می گویید ، ولی بنده گنهکار من پشیمان شد و

با گریه و زاری و اشک و  آه به در خانه من آمد،

من از گناهنانش گذشتم و او را بخشیدم و کرمم را به او هدیه کردم ،

من اکرم الا کرمینم .

 

--------------------------------------   

روح البیان ، ج 2 ص 179

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8:5  توسط رنگین کمون   | 

امام صادق (ع) می فرمایند :

در حرم خدا ، کنار مقام ابراهیم نشسته بودم ،

 پیرمردی آمد که تمام عمرش را به گناه گذرانده بود،به من نظری انداخت و

 گفت : نعم الشفیع الی الله للمذنبین

" برای اهل گناه ، شفیع خوبی نزد خداوند هستی ! "

آنگاه پرده کعبه را گرفت و اشعاری به این مضمون زمزمه کرد :

 " ای خدای مهربان ، به حق جد امام ششم ، به حق قرآن ، به حق علی ،

 به حق حسن و حسین ، به حق زهرا به حق امامان  از خطاهای  بنده گناهکارت بگذر ! "

شنید هاتفی می گوید :

 ای پیرمرد ! گر چه گناهت عظیم بود ولی همه آن را به حرمت آنان که مرا به آنها سوگند دادی بخشیدم ،

اگر عفو گناه تمام اهل زمین را از من درخواست می کردی می بخشیدم ،

 مگر پی کننده ناقه صالح وقاتلان انبیا و ائمه .

 

--------------------

بحار،ج94ص20

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 16:40  توسط رنگین کمون   | 

زمانی که ابلیس دجار لعنت خدا شد ،

 از خداوند برای بقایش تا روز قیامت مهلت خواست ،

به او مهلت دادند، از او سوال شد :

این مهلت گسترده را برای چه می خواهی ؟

جواب داد : خداوندا ! به عزتت از کنار بنده ات نمی روم ، تا جان از بدنش بیرون رود،

خطاب رسید :

به عزت و جلالم قسم ، در توبه رابه روی بنده ام تا فرار رسیدن مرگش نمی بندم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 16:28  توسط رنگین کمون   | 

آخرین کاروان راهیان نور هم اعزام شدند تا راهی حرم یار شوند و با معشوق خلوت گزینند !

 

عجب زمزمه ای دارد این رود چرخنده بر دور خانه یکتا !

چه حال و هوایی دارد پهنه بی رنگ و ریا !

مثل شنیده های روز موعود می ماند ؛ روز جزا.

آنجا که ایستاده ای ، کوهی که جا پای آدم روی خاطره اش این نام را برای برگزیده است،

کوهی که تو باید سفرت را از آن آغاز کنی ؛

سفری از خودی به ناخودی ؛

سفری از حیرانی به یقین و از یقین به فنا ؛

آن دورتر همان کوهی که باید خودت را به او برسانی هم

 فرود گام های بهشتی حواست بر جسم زمینی اش ؛

همه اینها نشانه ای ست برای یافتن خانه او .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 8:20  توسط رنگین کمون   |