|
|
|
|
|
گر گناهی کردم و دارم خداوندا ببخش چون گنه را عذر می آرم خداوندا ببخش پای خجلت را گذاری نیست بر درگاه تو دست حاجت پیش میدارم خداوندا ببخش گر گناهم سخت بسیارست رحمت نیز هست بر گناه سخت بسیارم خداوندا ببخش بخششت عام است و می بخشی سزای هر کسی گر به بخشایش سزاوارم خداوندا ببخش نا امیدی بردم از از یاران که می اندوختم روز نومیدی توئی یارم خداوندا ببخش گفته ای بر زاری افتادگان بخشش کنم اینک آن افتاده ی زارم خداوندا ببخش " رنگین کمون " وار از گناه خود فغانی می کنم بر فغان رنگین وارم خداوندا ببخش
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت 19:39 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
چه انتظار عجیبی تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت نه کوششی نه وفائی فقط نشسته و گوئیم : خدا کند که بیایی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388ساعت 9:45 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
" خداوندا ! ما نمي توانيـم به درگاه تـو دعا كـنيم تا جنگ را پايان بخشي، زيرامي
دانيـم دنيا را به ايـن شكـل آفـريده اي و انسان خود قادر است جادۀ صلح را هموار
كند." زيرا مـنابعي
به ما عـطا كرده اي كه در صـورت استفادۀ عاقلانه از آن مي تواند تمام دنيا را
تغذيه كند." زيرا به ما ديدۀ بصيرت داده اي تا بتوانيم خوبي
ها ي تمام انسانها را ببينيم." زيراتوانايي
از بين بردن نابساماني ها را به ما عطاكرده اي." زيرابه
ماقدرت تفكرداده اي تابه وسيلۀ آن راه علاج بيماريها راكشف كنيم." به ما شـهامـت،قـدرت،اراده،آگاهي ،عـزمي راسـخ،صبـر،ايـمان وتاب تحمـل سخـتي ها را عطا كني تا ديگـرلازم نباشـد بگوييـم، خدايا ! ما را به آرزوهايمان بـرسـان ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 10:32 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
ابتدا
بايد مطمئن شويد كه مشكل ساز اصلي خودتان نيستيد. بايد يقين كنيد كه اشتباه نميكنيد.
سپس سعي كنيد خود را از اين گمان كه او شما را نالايق، بيعاطفه، بياعتنا و بيشعور
ميداند رها سازيد و باور كنيد كه طغيان فرد پرخاشگر، ريشه در مشكلات خودش دارد و
رفتار شما سبب پرخاشگري وي نيست. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 13:57 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
یا رب گناه اهل جهان را به ما ببخش ما را سپس به رحمت بی منتها ببخش هر چند ما نه ایم سزاوار رحمتت ما را بدانجه نیست سزاوار ما ببخش گفتی که مستجاب کنم گر دعا کنی توفیق هم عطا کن و حال دعا ببخش بگذر از آن گناه که سد ره دعاست هم بر دعای ما اثری بر ملا ببخش قصد از دعا اجابت امر است ور نه من خود کیستم که بر تو بگویم خطا ببخش ؟ ما را شبی به باغ پر از نرگس فلک یعنی بدین کواکب نرگس نما ببخش یا جرم ما به داغ دل لاله عفو کن یا بر سرشک ژاله ی بی دست و پا ببخش تا بشکفد بگلشن دلها گل امید ما را به فیض لطف نسیم صبا ببخش ما را امید عفو تو مغرور کرد و بس گر شد خطا بدین سخن بی ریا ببخش این اولین گذشت تو نبود زجرم ما بخشیده ای چنانکه به ما بارها ببخش تا همچو دیگران به نوائی مگر رسیم ما را به سوز سینه ی هر بینوا ببخش دلهای ما که تیره شد از زنگ معصیت یا رب بنور معرفت خودصفا ببخش آلوده از نخست نبودیم کامدیم ما را به حسن سابقه روز جزا ببخش
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 17:55 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان شما کدام یک از این بعضی ها هستید ؟؟؟ بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه بعضیها شعرشان کهنه است، فکرشان نو بعضیها شعرشان نو است، فکرشان کهنه بعضیها یک عمر زندگی میکنند برای رسیدن به زندگی بعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان خدا گران میفروشند بعضیها حمال کتابند بعضیها بقال کتابند بعضیها انباردار کتابند بعضیها کلکسیونر کتابند بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان بعضیها اصلاً قیمتی ندارند بعضیها به درد آلبوم میخورند بعضیها را باید قاب گرفت بعضیها را باید بایگانی کرد بعضیها را باید به آب انداخت بعضیها هزار لایه دارند بعضیها ارزششان به حساب بانکیشان است بعضیها همرنگ جماعت میشوند ولی همفکر جماعت نه بعضیها در حسرت پول همیشه مریضند بعضیها برای حفظ پول همیشه بیخوابند بعضیها برای دیدن پول همیشه میخوابند بعضیها برای پول همه کاره میشوند بعضیها نان نامشان را میخورند بعضیها نان جوانیشان را میخورند بعضیها نان موی سفیدشان را میخورند بعضیها نان پدرانشان را میخورند بعضیها نان خشک و خالی میخورند بعضیها اصلا نان نمیخورند بعضیها با گلها صحبت میکنند بعضیها با ستارهها رابطه دارند بعضیها صدای آب را ترجمه میکنند بعضیها صدای ملائک را میشنوند بعضیها صدای دل خود را هم نمیشنوند بعضیها حتی زحمت فکرکردن را به خود نمیدهند بعضیها در تلاشند که بیتفاوت باشند بعضیها فکر میکنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست بعضیها فکر میکنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست بعضیها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود میدانند بعضیها فکر میکنند پول مغز میآورد و بی پولی بی مغزی بعضیها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر میکشند بعضیها ابتذال را با روشنفکری اشتباه میگیرند .
برگرفته از وبلاگ : http://dosttii.blogfa.com/
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 17:7 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 11:10 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
حال كه ازدواج را عاملی برای رفاه و گسترش آسایش جامعه می دانیم آیا تاكنون از خود پرسیده ایم كه چرا ازدواج ها و پیوند ها به جدایی ها می انجامد و چرا بعضی از زوج ها با هم ؛ همدلی و هم فكری و تفاهم دارند و بعضی دیگر ندارند ؟ آیا از خود پرسیده ایم كه چگونه می شود زنان و شوهرانی كه مدعی بوده اند نمی توانند با یكدیگر زندگی كنند پس از چندی توانسته اند به خوبی با هم زندگی كنند ؟این نوشته می تواند برای كسانی كه در مرحله تصمیم گیری برای ازدواج و یا در آستانه ازدواج هستند و نیز كسانی كه روابط زناشویی آنها آشفته شده است مفید باشد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 17:14 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 18:46 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
اینجا بقیع اینجا دیار عاشقان است اینجا مزار مادر صاحب زمان است اینجا علی امید خود را خاک کرده در نیمه شب خورشید خود را خاک کرده اینجا علی شب آمده تنهای تنها سوزد به جای شمع روی قبر زهرا جغرافیای عشق و آه سرد اینجاست تاریخ مظلومیت یک مرد اینجاست ای خاک ها ، آلاله را در بر بگیرید مهتاب را از دست پیغمبر بگیرید کروبیان ، شور و نوا را واگذارید تابوت را از شانه حیدر بگیرید ای خاک های تشنه شهر مدینه ساغر ز دست ساقی کوثر بگیرید این خاک رضوان نبی در سینه دارد ویرانه در آغوش این گنجینه دارد اینجا مزار نور شهر آفتاب است وادی طور اینجاست موسی بوتراب است
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 12:50 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
بار الها ! شب شده این کیست غوغا می کند دیده و دل را ز اشک و خون چو دریا می کند گاه صورت می نهد بر خاک و می گرید چو ابر گاه با قبر پیمبر درد دلها می کند بو البشر نالد ز غم موسی ست یا عیسی ست این یا که در آذر خلیل الله ماوا می کند نوح در طوفان غم افتاده یا یعقوب زار از فراق یوسف خود ناله بر پا می کند نی غلط گفتم که این پروانه سوزان علی ست ناله از هجران شمع روی زهرا می کند زیر لب گوید که ای آرامش جانم بخواب میهمان امشب تو را بر خویش بابا می کند فاطمه ، جان علی ، جان علی ، آرام باش زینبت در خانه طفلان را تسلی می کند بس که این دختر وفا دارد به یاد پهلویت آن در و دیوار را هر شب تماشا می کند از برای پهلوی بشکسته خود غم مخور اشک چشمان علی او را مداوا می کند
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 12:49 توسط رنگین کمون
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي از لذت بخش ترين تجربيات زندگي مشترك اين است كه حرف مبهمي را بزنيد و بدانيد كه همسرتان دقيقاً منظور شما را مي فهمد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 19:4 توسط رنگین کمون
|
|
||