تبليغاتX
حریم دل
مناجات

زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای خودمان   می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما معمولاً آنچه که لازمه دستیابی به آن است را انجام نمی دهیم و دنبال راه هایی برای به دست آوردن آرامش می رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می کنند.

1) بدانید که کنترل هیچ چیز در دنیا به جز خودتان در دست کسی نیست. خودتان تنها چیزی هستید که کنترل کامل روی آن دارید. وقتی این مسئله را درک کنید، و براساس آن دیدگاه و عملکردهایتان را تغییر دهید، زندگیتان بیش از پیش آرام خواهد شد. وقتی سعی می کنید آدم های دیگر یا موقعیت هایی که فرای کنترل شماست را کنترل کنید، فقط زمانتان را هدر می دهید و بر آشفتگی زندگیتان اضافه می کنید.

2) برخی روابطتان را قطع کنید و روابط جدید ایجاد کنید. این کار چندان ساده نیست اما اگر زندگی آرامی می خواهید، باید اینکار را انجام دهید. منظور دوستانی است که مشکلات بیشماری در زندگیشان دارند و هربار که شما را می بینند فقط درمورد آن مشکلات منفی بافی می کنند. در برخی موارد نمی توانید آنها را کاملاً از زندگیتان خارج کنید اما می توانید میزان رابطه تان را محدود کنید که کنترل آن کاملاً در دست خودتان است.      می توانید این افراد را با دیگرانی جایگزین کنید که به رابطه و زندگیتان ارزش میدهند و مطمئن باشید که خودتان هم تعجب می کنید سطح انرژیتان، آرامش خاطرتان، خوشبختیتان و زندگیتان به طور کل بعد از این جابجایی چه تغییر شگرفی می کند.

3) درهم و برهمی زندگیتان را کمتر کنید.کمدها، و اثاثیه منزل و محل کارتان را مرتب کنید. در این مرتب کردن خودتان را از شر هر چیزی که به دردتان نمی خورد، استفاده نمی کنید و می توانید به راحتی بدون آن زندگی کنید خلاص کنید. می توانید این وسایل را به دیگران ببخشید،بفروشید یا در سطل آشغال بریزید.

4) اگر در روابط شخصیتان اختلافاتی دارید و هنوز از آن ناراحتید، رابطه تان را بهبود بخشید. با فرد مورد نظر صحبت کنید و احساستان را با او در میان بگذارید. اگر لازم باشد، عذرخواهی کنید و بخشش بخواهید یا از طرفتان معذرت خواهی طلب کنید و او را ببخشید. اگر آن رابطه ارزش نگه داشته شدن را داشته باشد، مطمئن باشید که می توانید آن را حفظ کنید. درغیراینصورت موجب ایجاد ناسازگاری و اختلاف می شود که بعد مجبور می شوید آن را قطع کنید.

 5) بودجه و خرج و مخارجتان را از نو ارزیابی کنید. خرج و مخارج های غیرضروری را قطع کنید و پول بیشتری پس انداز کنید. دنبال شغل های پردرآمدتری باشید و مطمئن شوید که امنیت مالی خانواده فراهم باشد.

6) خودتان را ببخشید. به اشتباهات گذشته تان فکر کنید. ببینید کجای کارتان غلط بوده است و خودتان را ببخشید و بعد آن را به کلی از مغزتان بیرون کنید. ما از اشتباهاتمان درس می گیریم .حتی باهوش ترین انسانها هم اشتباه می کنند. پس خودتان را ببخشید و به زندگی ادامه دهید.

7) اخبار را خاموش کنید. از اینترنت استفاده کنید و از سرویس هایی مثل گوگل بخواهید که اخبار را به ایمیلتان پست کنند. فقط یک یا دو بار در هفته به سراغ این اخبار بروید و آنها را مطالعه کنید و دقت کنید که این زمان اصلاً عصرها نباشد که می خواهید خستگی آن روزتان را برطرف کنید.

8) برای هر هفته تان برنامه ریزی کنید. اوقات فراغتتان را مشخص کنید و برنامه ریزی کنید که در آن اوقات سرگرمی های محبوبتان را انجام دهید.

9) استفاده از تکنولوژی را در زندگیتان محدود کنید. تکنولوژی آرامش نمی آورد. کامپیوتر بااینکه خیلی معصوم به نظر می رسد اما وقتی قرار باشد همه روز با انگشت روی دکمه های بزنید چندان معصوم نیست. اگر کمی درمورد آن فکر کنید، کاری طاقت فرسا به نظر می رسد. عادت کنید که کامپیوتر، تلویزیون، و تلفن همراه را خاموش کنید و با آرامش خیال بیرون بروید و از زندگیتان لذت ببرید.

10) برای خودتان وقت بگذارید. خیلی ها اهمیت این مسئله را فراموش می کنند. وقتی زمانی را فقط مخصوص خودمان کنار بگذاریم و هیچ چیز دیگری ذهنمان را به خود مشغول نکند، می توانید به رویاها و آرزوهایمان فکر کنیم و از آن لذت ببریم و ریلکس شویم. این بالاترین آرامش را نصیبتان می کند. اما باوجود همه هرج و مرج ها می توانید آرامش را به زندگیتان برگردانید.

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 18:0  توسط رنگین کمون   | 

تقديم به تو که امروز دوست داشتي ستارگان را  در

آغوش بگيري …

 

 

اين تصوير مي‌تواند حامل این پيام‌ها باشد:

اين که هرگز گمان مبريد که به انتها رسيده‌ايد؛
حتا اگر در تيره‌‌ترين يا کسل‌کننده‌ترين دوران زندگي‌تان قرار گرفته‌ايد …

اين که زندگي بسيار مهربان‌تر از آن چيزي است که گمان مي‌کنيد؛
 به شرط آن که آن مهرباني را باور کنيد …

اين که هميشه مي‌توان از دل سياه‌ترين و سوزان‌ترين رخدادها،
 ترترين احساسات انساني را درک کرد و آفريد …

اين که مزه‌ي گس و استثنايي حيات را نمي‌توان و نبايد با هيچ مزه‌ي ديگري برابر دانست …

اين که رويش دوباره‌ي عشق مي‌تواند در هر سرزمين خاکستري و در پس هر آتش سوزاندني شکل بگيرد …

فقط کافي است نگاه‌مان را عادت ندهيم به بد ديدن!

و يادمان بماند که:

مردي که کوه را از ميان برداشت، همان مردي بود که شروع به برداشتن سنگريزه‌ها کرده بود!


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 18:41  توسط رنگین کمون   | 

خانمي که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمي مکث کرد و نگاهي به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقيقه بعد، در حالي‌که يک جفت کفش در دستانش بود بيرون آمد.

-  آهاي، آقا پسر!

- پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق مي‌زد وقتي آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد. پسرک  با چشم‌هاي خوشحالش و با صداي لرزان پرسيد:

- شما خدا هستيد شب کريسمس بود و هوا، سرد و برفي.

پسرک، در حالي‌که پاهاي برهنه‌اش را روي برف جابه‌جا مي‌کرد تا شايد سرماي برف‌هاي کف پياده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شيشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه مي‌کرد.

در نگاهش چيزي موج مي‌زد، انگاري که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب مي‌کرد، انگاري با چشم‌هاش آرزو مي‌کرد.

- نه پسرم، من تنها يکي از بندگان خدا هستم!

-آها، مي‌دانستم که با خدا نسبتي داريد!

خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد..

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آبان1388ساعت 17:27  توسط رنگین کمون   | 

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي       مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند. پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.  "براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".  مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ....
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!

خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.

اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آبان1388ساعت 17:21  توسط رنگین کمون   | 

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 18:33  توسط رنگین کمون   | 

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم.در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است.باور کنید.

 ۱- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

۲ -سعی كنیم بیشتر بخندیم.

۳- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

۴- با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

۵ -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

۶- بیشتردعا كنیم.

۷ -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.

۸- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

۹- لذت عطسه كردن را حس كنیم.

۱۰- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

۱۱- زیر دوش آواز بخوانیم.

۱۲-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

۱۳- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

۱۴- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

۱۵- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

۱۶- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

۱۷- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!

۱۸- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، كتاب و یا مجله مورد علاقه ) برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

۱۹- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

۲۰- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

۲۱- گاهی از درخت بالا برویم.

۲۲- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

۲۳- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

۲۴- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

۲۵- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم

 ۲۶- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.

۲۷- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

۲۸- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

۲۹- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

۳۰- زیر باران راه برویم.

۳۱- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

۳۲- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

۳۳- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

۳۴- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

۳۵- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

۳۶- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

۳۷- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

۳۸- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

۳۹- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

۴۰- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد. 

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 10:27  توسط رنگین کمون   | 

خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود...
باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی هم خرید... اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش ..اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود ..

وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم ...
هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت . دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سوء استفاده چی ...چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟ آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف دیگه شو خودش خورد.. اه ..این دیگه خیلی رو میخواد...خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در نمیومد. در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما. وقتی نشست سر جای خودش تو هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>> فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد. اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی رو وقتی خریده بود تو کیفش گذاشته بود. اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود. در زمانی که اون عصبانی بود و فکر میکرد که در واقع آقاهه داره شیرینی هاشو می خوره و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از اون آقا هم نداره.


چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست:

سنگ بعد از این که پرتاب شد
دشنام .. بعد از این که گفته شد
موقعیت …. بعد از این که از دست رفت
وزمان… بعد از این که گذشت و سپری شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 10:44  توسط رنگین کمون   | 

ارتباط با مردم:
وقتی از دوستی دل آزرده می شوید ، دل از او  بر نكنید ؛ به جای این كار بنشینید و فكر كنید و راه هایی برای بهبود روابط بیابید. هنر " دوستی با دیگران" از جمله والاترین هدف های زندگی است. دوستان خوب پشتوانه های با ارزشی در زندگی هستند.

 در زندگی برنامه ریزی داشته باشید:
هرگز" باری به هر جهت" زندگی نكنید. زندگی گذران عمر نیست. با برنامه ریزی مرتب و زمان بندی شده برای رسیدن به هدف تلاش كنید. همه اینها مستلزم خلاقیت شماست.

نیروی خلاق درون:
موفقیت های كوچك خود را بی اهمیت جلوه ندهید. این موفقیت ها پایه هایی هستند كه می توانید نیروی درون خود را بر محور آن بنا كنید. باید یاد بگیرید تا در ذهن خویش لحظات خوب زندگی را مجسم كنید و در قلبتان آنها را احساس كنید تا ملكه وجود شما شوند. بارها و بارها نیروی موفقیت را در وجود خویش تولید كنید.

 واقع بین باشید:
قبل از هر چیز واقعیات زندگی را  تصدیق كنید. با در نظر گرفتن واقعیت ها، هدف گیری و برنامه ریزی نمایید. با تحریف حقایق و با دروغ گفتن به خود هیچ چیز عاید شما نخواهد شد. این كار ممكن است اهداف شما را منحرف كند.

عفو خود و دیگران:
قبل از هر چیز باید خود را مشمول عفو قرار دهید. باید خود را از تصمیمات غیر عاقلانه و حرف های احمقانه گذشته تبرئه كنید. وقتی خود را می بخشید به احتمال زیاد توانایی بخشیدن دیگران را نیز پیدا می كنید. شهد و شیرینی عفو خود و دیگران را بچشید.

 غلبه بر احساس تنهایی:
میلیون ها انسان از بیم تنهایی عذاب می كشند. برای تسلط بر احساس تنهایی از تحمیل محدودیت های غیرمنطقی برخود بپرهیزید

روز خلاق شما:
بیایید امروز را مغتنم بشماریم. برای ایجاد خلاقیت می توانید از عوامل زیر كمك بگیرید: تمركز با شجاعت، خودپردازی، نظم و ترتیب، اشتیاق، رشد پیوسته، هنر گوش كردن، ... لازمه این كار رها شدن از احساسات منفی است.

 خود پردازی:
با خودپردازی از اشتباهات خود درس بگیرید. تحمل شنیدن صحبت های دیگران را در خود پرورش دهید. گوش كردن، هنر درك كردن نیز هست. تسلیم گرفتاری های زندگی نشوید. به تصویر ذهنی خود بها دهید و بر آن مُهر تأیید بزنید. نظم و ترتیب ، كلید طلایی شماست: بدون آن زندگی خلاق میسر نیست. از تخیل خود در جهت تحقق آرزوهایتان مدد بگیرید. خود را در حال رسیدن به آنها مجسم كنید. برای رسیدن به هدف ، اشتیاق داشته باشید و انگیزه خود را از دست ندهید؛

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 10:15  توسط رنگین کمون   | 

انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان  تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید .»
 او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود،  اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»
 استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»
  « حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است. فقط 10 دقيقه بشينيم تو يه جاي خلوت و تك تك طرز فكر ها و رفتارهايي كه بطور نا خود اگاه عادتمون هست مرور كنيم.ميدونيد چه اتفاقي ميافته؟ اگر واقعا بدون تعصب تك تك اعمال و افكارمون رو مرور كنيم به خوبي ميتونيم خوب و بدهاش رو از هم تفكيك كنيم. خوبها و به درد بخور هاش رو تقويت كنيم و بدها وكثيف هاش رو دور بندازيم تا بيش ازاين تو زندگيمون دست و پامون رو نگيره. انسان به طور ذاتي بدون اينكه نياز به اقا بالا سري داشته باشه توانايي تشخيص خوب و بد رو داره. مگه نه؟؟؟!!!
  خب منظور از اين خانه تكاني چيه؟:

- تو ادبياتمون بهش ميگن:چشمها رو بايد شست .جور ديگر بايد ديد.....
- تو ادبيات عرفاني مون هم بهش ميگن: بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم......فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم                                                       .
- با كلاسها هم بهش ميگن: مهندسي مجدد يا ري انجينيرينگ:Re-Engineering
- بزرگان هم بهش ميگن: مراقب افكارت باش كه گفتارت ميشود مراقب گفتارت باش كه  رفتارت ميشود مراقب رفتارت باش كه عادتت ميشود.مراقب عادتت باش كه شخصيتت ميشود و مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت ميشود..
- مذهبي ها هم بهش ميگن: يك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت
- قانون فعاليت هاي ذهن ناخودآگاه: ذهن ناخود آگاه شما موجب ميشود همه گفته ها و اعمالتان مطابق با الگويي انجام پذيرد كه با تصوير ذهني و باورهاي شما هماهنگ است.
- ذهن ناخود آگاه شما بسته به اينكه چگونه برنامه ريزي ميكنيد مي تواند شما را به پيش ببرد يا از پيشرفت باز دارد. توي اين خانه تكاني ذهن و رفتار چه اتفاقاتي ميافته:
*بعضي باورها و ذهنيتها رو بايد تميز كرد و غبار زمان رو ازش دور كرد ،سر و ساماني داد ، خيلي محكم تر اوونها رو حفظ كرد و بهش بها داد.چه باورهاي قشنگي داشتيم كه به مرور زمان و دود زندگي يكنواخت سياهي بهش نشسته و بايد با چاشني خاطره سر و ساماني بهشون داد و دوباره در رديف اول قفسه باورهامون قرار بديم
*بعضي از اوون باورها رو كه اتفاقا از بس بهشون عادت كرديم خيلي هم دم دست قرار گرفتند و هميشه مزاحمي براي ديدن باورهاي قشنگمون هستند،بايد براي هميشه فراموش كرد و در زباله دان فراموشي قرار داد.
 اگر خوب به اين باورها دقت كنيم مي بينيم كه بسياري از رفتارهايمان ناشي از باورهايي است كه از انها بيزار هستيم.ولي از بس در درون نا خود اگاهمان به انها عادت كرديم وجود انرا فراموش كرده ايم. جالب است كه در اين كنكاش متوجه رفتارهايي ميشويم كه به دليل انتقام از كسانيكه در حق ما ظلمي كرده اند و به انها دسترسي نداريم به طور ناخوداگاه از اطرافيانمان انتقام ميگيريم!در صورتيكه آنها شايد خيلي هم ما را دوست داشته باشند ولي اين نفرت به قدري در درون ما نفوذ كرده كه علاقه انها را نه تنها درك نميكنيم بلكه به طريقي سعي در ازردن انها داريم.ضمنا اگر خوب دقت داشته باشيم با تفكراتي در درون خود مواجه ميشيم كه اتفاقا خيلي هم به كارمان امده و در برابر مشكلات زيادي از اونها استفاده كرديم ولي از بس كه هميشه در دسترسمون بوده قدرش رو ندونستيم و فراموشش كرديم و گذاشتيمش كنار.و حالا كه با مشكل مواجه ميشيم يادمون رفته كه چه ابزار خوبي رو كنار گذاشتيم و ميتونستيم ازش استفاده كنيم. حالا كه داريم افكارمون رو زير و رو ميكنيم خوبه كه دوباره اون باورها و ابزارها رو گرد گيري كنيم و ازشون استفاده كنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 19:35  توسط رنگین کمون   | 

ارتباط با مردم:
وقتی از دوستی دل آزرده می شوید ، دل از او  بر نكنید ؛ به جای این كار بنشینید و فكر كنید و راه هایی برای بهبود روابط بیابید. هنر " دوستی با دیگران" از جمله والاترین هدف های زندگی است. دوستان خوب پشتوانه های با ارزشی در زندگی هستند.

 در زندگی برنامه ریزی داشته باشید:
هرگز" باری به هر جهت" زندگی نكنید. زندگی گذران عمر نیست. با برنامه ریزی مرتب و زمان بندی شده برای رسیدن به هدف تلاش كنید. همه اینها مستلزم خلاقیت شماست.

نیروی خلاق درون:
موفقیت های كوچك خود را بی اهمیت جلوه ندهید. این موفقیت ها پایه هایی هستند كه می توانید نیروی درون خود را بر محور آن بنا كنید. باید یاد بگیرید تا در ذهن خویش لحظات خوب زندگی را مجسم كنید و در قلبتان آنها را احساس كنید تا ملكه وجود شما شوند. بارها و بارها نیروی موفقیت را در وجود خویش تولید كنید.

 واقع بین باشید:
قبل از هر چیز واقعیات زندگی را  تصدیق كنید. با در نظر گرفتن واقعیت ها، هدف گیری و برنامه ریزی نمایید. با تحریف حقایق و با دروغ گفتن به خود هیچ چیز عاید شما نخواهد شد. این كار ممكن است اهداف شما را منحرف كند.

عفو خود و دیگران:
قبل از هر چیز باید خود را مشمول عفو قرار دهید. باید خود را از تصمیمات غیر عاقلانه و حرف های احمقانه گذشته تبرئه كنید. وقتی خود را می بخشید به احتمال زیاد توانایی بخشیدن دیگران را نیز پیدا می كنید. شهد و شیرینی عفو خود و دیگران را بچشید.

 غلبه بر احساس تنهایی:
میلیون ها انسان از بیم تنهایی عذاب می كشند. برای تسلط بر احساس تنهایی از تحمیل محدودیت های غیرمنطقی برخود بپرهیزید

روز خلاق شما:
بیایید امروز را مغتنم بشماریم. برای ایجاد خلاقیت می توانید از عوامل زیر كمك بگیرید: تمركز با شجاعت، خودپردازی، نظم و ترتیب، اشتیاق، رشد پیوسته، هنر گوش كردن، ... لازمه این كار رها شدن از احساسات منفی است.

 خود پردازی:
با خودپردازی از اشتباهات خود درس بگیرید. تحمل شنیدن صحبت های دیگران را در خود پرورش دهید. گوش كردن، هنر درك كردن نیز هست. تسلیم گرفتاری های زندگی نشوید. به تصویر ذهنی خود بها دهید و بر آن مُهر تأیید بزنید. نظم و ترتیب ، كلید طلایی شماست: بدون آن زندگی خلاق میسر نیست. از تخیل خود در جهت تحقق آرزوهایتان مدد بگیرید. خود را در حال رسیدن به آنها مجسم كنید. برای رسیدن به هدف ، اشتیاق داشته باشید و انگیزه خود را از دست ندهید؛

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 19:16  توسط رنگین کمون   | 

راه‌کارهايي براي جواناني که قصد ازدواج دارند، ارائه می شود  که با توجه به آن و البته با قراردادن آن در متن زندگي خود به گفت‌‌وشنودي منطقي در نشست خواستگاري بپردازند .
اغلب دختران و پسران در جامعه‌ي امروزي، موفق شده‌اند که به اعتمادبه‌نفس و اتکا به خويش دست‌يابند، در مجامع عمومي حضور يابند، تحصيل کنند، در درياي بي‌کران و پرتعداد جوامع به تعامل با مردم بپردازند و در ارتباط با جنس مخالف در محيط‌هاي شغلي، فرهنگي، خريد، سفر و... انفعالي عمل ننمايند. حقوق خود را شناخته و به آن عمل نموده و آن‌را درخواست نمايند، اما همين دختران و پسران جوان که در محيط‌هاي اجتماعي اين‌چنين توانا عمل مي‌کنند، هنگامي‌که پاي خواستگاري و ازدواج و صحبت آن به ميان مي‌آيد، در استرس و فشار قرارگرفته و تنش حاصل از اين امر مهم، بر اعصاب و فيزيولوژي و روان آنان تأثيرهاي منفي به‌جاي مي‌گذارد تا جايي که خيلي از گفتني‌ها، ناگفته باقي‌مي‌ماند و خيلي از بررسي‌ها انجام نمي‌شود و خيلي از تحقيق‌ها به تأخير مي‌افتد و درنتيجه اگر ازدواج سرنگيرد، تجربه و اندوخته‌ي مثبتي از اين گذران وقت، حاصل نمي‌گردد و حتي سرخوردگي و تنفر، از اين ارتباطِ بدانجام شکل مي‌گيرد. اگر خداي ناکرده، سرانجام آن به زندگي مشترک منتهي شد که واي بر هر زوجي که عدم شفاف‌سازي‌هاي لازم، آنان را در برابر عمل انجام‌شده‌اي قراردهد که اين خود، شروع داستان غم‌انگيز زندگي زوج‌هايي است که بعد از ازدواج، به‌علت عدم هماهنگي به چه‌کنم چه‌کنم‌هايي مي‌افتند که سرآغاز مشکل‌هاي شديد روحي و لطمه‌هاي عاطفي يک نسل را پايه‌ريزي مي‌نهد. 

 - به‌صورت کلي از خود، گذشته و حال خويش صحبت کنيد و از همسر احتمالي خود نيز تقاضا کنيد که به‌طور متقابل از خود بگويد. (به جزئيات نپردازيد).
اولين نمايي که يک فرد از خود مي‌دهد، تصويري است که او از خود دارد، ببينيد آيا اين تصوير را مي‌پسنديد؟ آيا ميان گذشته و حال او تغييري مثبت مشاهده مي‌کنيد و آيا اين تصوير با آن‌چه شما از او در ذهن داريد و از همسر آينده‌تان انتظار داريد، مطابقت دارد؟

 - از او سؤال کنيد که هدفش از ازدواج چيست؟
ازدواج، يک تعامل چندجانبه است و هدف فردي را جوابگو نيست. اگر مرد يا زني فقط براي فرار از تنهايي، امرار معاش و يا نياز جنسي و... به ازدواج تن دهد، در راه پرخطري گام نهاده است. او به‌طور دقيق بايد بداند که همسرش، دوست او نيست و فراتر از يک دوست و يا يک حمايت‌کننده‌ي مالي در زندگي‌اش ارزش دارد.

 - احساس مسؤوليت‌پذيري او را بسنجيد:
مي‌توانيد با سؤال‌هايي در ارتباط با خانواده و يا دوستان و همکارانش و اين‌که در چه مواقعي با آنان بيش‌تر ارتباط دارد (شادي يا غم) آگاه شويد که او نسبت به کساني که دوست‌شان دارد تا چه حد احساس مسؤوليت مي‌کند و در مواقع اضطراري، اولويت‌ها را براي خود درنظر مي‌گيرد يا عزيزانش؟ اين سؤال را از خود نيز بپرسيد.

 - اعتماد او را به جامعه و اطرافيانش بررسي کنيد:
شک، بدبيني و بي‌اعتمادي، پايه‌هاي لرزاني را در زندگي زناشويي بنيان مي‌نهند. ديدگاه خوش‌بين و اميدوارانه به آينده، زيربنايي براي تلاش مداوم است. پنجره‌ي نگاه او را نسبت به جامعه و اطرافيانش ارزيابي نماييد. آناني که از سرنوشت گله دارند، درحقيقت از خود گله‌مندند و نمي‌توانند نسبت به اطرافيان خويش، خوش‌بين باشند.

 - هماهنگي‌‌هاي سليقه‌اي همديگر را مقايسه کنيد:
زندگي مشترک، نياز به همکاري، هم‌فکري و همدلي دارد که در صورت درک متقابل، امکان‌پذير مي‌باشد. براي اين هم‌آوايي، بهتر است که به‌صورت نسبي، سليقه‌هاي‌تان در يک راستا باشد. پس سليقه‌هاي خود را بازگو و نظرهاي او را جويا شويد.

 - از وضعيت اقتصادي همسر احتمالي‌تان آگاه شويد:
از مهم‌ترين موارد مشکل‌زا در روابط زوج‌ها، عدم شناخت کافي از وضعيت مالي يکديگر مي‌باشد. مهم اين است که از هم‌اکنون بدانيد که در آينده، خود را بايد در چه سطح اقتصادي قراردهيد تا قصري خيالي براي خود تصور نکنيد. در رابطه با اين گزينه، به‌گونه‌اي شفاف گفت‌وگو کنيد. مهم اين است که وضعيت مالي همسر شما اکنون در چه سطحي است نه در آينده.

 - نظر او را در ارتباط با تشريک مساعي جويا شويد:
اگر کسي که با او ازدواج مي‌کنيد، ديدگاهي افقي به شما داشته باشد و از بالا به شما نگاه نکند، از شما در کارهايش مشورت خواهد گرفت و شما در شادي‌ها و مشکل‌هاي يکديگر سهيم مي‌شويد و نسبت به نظرهاي همديگر جبهه‌گيري نمي‌کنيد.

 - درباره‌ي کساني که براي شما و او مهم‌اند، با يکديگر صحبت کنيد:
اگر در آغاز زندگي مشترک، اهميتي که براي خانواده و دوستان خود به نسبت اولويت قائل‌ايد را مطرح کنيد، در طول زندگي از روابط صميمانه‌ي او با گروهي از افراد نخواهيد رنجيد. حد و حدود اين اهميت را سؤال کنيد و درباره‌ي خود نيز اولويت‌هاي‌تان را مطرح کنيد.

 - حريم‌شناسي و احترام را در رفتار او جست‌وجو نماييد:
احترام زوج‌ها در زندگي براي يکديگر و عدم حرمت‌شکني، مانع کدورت‌هاي کوچک خواهد شد. آجرهاي بي‌احترامي را اگر به سمت يکديگر نشانه‌‌ بگيريد، پس از مدتي خانه‌اي وسيع از کينه و دلسردي ساخته خواهد شد. بايد پذيرفت که هر انساني، منحصربه‌فرد است و حريم خود را دارد. از او دامنه‌ي اعتدال حرمت را براي همسرش سؤال کنيد و خود نيز در اين مورد نظر دهيد.

 - نظر او را در مورد پيشرفت و رشد در طول زندگي سؤال کنيد:
همسران مي‌بايستي بستر نرم و مناسبي براي رشد و پيشرفت روزافزون يکديگر باشند تا به موازات يکديگر تعالي يابند و راکد نمانند. گاه لازم است که يکي از زوج‌ها به ادامه‌ي تحصيل، يادگيري هنر و يا زندگي در شهري دورافتاده بپردازد، همراهي در اين مواقع، ضروري است.

- خواسته‌هاي موردنظر خود را بدون شرم، بازگو کنيد:
اگر ازدواج در اين مقطع سرنگيرد، بهتر از اين است که در مرحله‌هاي بعدي، وقتي هزينه‌هاي عاطفي و اقتصادي بسياري براي آن انجام شد، به‌هم بخورد. ملاک‌ها، ارزش‌ها، خواسته‌ها، توقع‌ها و تفکرهاي خود را بدون شرم بيان کنيد تا تصميم شما از روي منطق باشد و زندگي‌تان را با کسي سهيم شويد که بر شما بيفزايد نه اين‌که از داشته‌هاي‌تان بکاهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 15:39  توسط رنگین کمون   | 

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی جاپلین :

  To fall in love
عاشق شدن


to laugh until it hurts your stomach
.
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

to find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی
!!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی


To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی
!

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین
!

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
.
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh .......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learning to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد


وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
(چارلی‌ چاپلین)

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 9:36  توسط رنگین کمون   | 

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

 




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 17:37  توسط رنگین کمون   |