تبليغاتX
حریم دل
مناجات

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

 




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 17:37  توسط رنگین کمون   | 

نام و یاد خداوند بخشنده و مهربان آرامش بخش قلبهاست

-  موفقيت يعني آنچه را مي خواهيد به دست آوريد و شادماني يعني از آنچه که به دست آورده ايد لذت ببريد.

- هميشه قطعي ترين راه براي موفقيت اين است که يک بار بيشتر تلاش کنيد.

- انجام کاري را که مي تواني ، يا مي انديشي که مي تواني، آغاز کن.

- بهترين و زيباترين چيزها در جهان ديده نمي شوند آن ها بايستي در درون قلب احساس شوند.

 - الماس حاصل فشارهاي سخت است اگر در خودتان لياقت الماس شدن مي بينيد از فشارهاي سخت نترسيد.

 - سعي کن در زندگي مثل زودپز باشي يعني در اوج جوش آوردنت سوت بزني.

- اعتماد به نفس نخستين راز موفقيت است.

-راه شادي در آسمان ها نيست ، آن را در قلب ها جستجو کن.

- هميشه دليل شادي کسي باش نه قسمتي از شادي او و هميشه قسمتي از غم کسي باش نه دليل غم او.

- يک قلب پاک از تمام معابد و مساجد زيباي جهان زيباتر است

- شجاعت هميشه فرياد زدن نيست ، گاهي صداي آرامي است که در انتهاي روز مي گويد فردا دوباره تلاش خواهم کرد

- سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد لايق تنديس شدن نيست.در مقابل سختي ها مقاوم باش که وجودت شايسته تنديس شدن است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 19:16  توسط رنگین کمون   | 

وقتي بعضي از اعمالي را که در نهايت منجر به طلاق شده است بررسي مي‌کنيم ، مي‌بينيم که زوج ها چه کارهايي مي‌توانند انجام دهند تا از عشق و عواطفي که هر کدام نسبت به ديگري دارند حفاظت کنند ؟...
وقتي بعضي از اعمالي را که در نهايت منجر به طلاق شده است بررسي مي‌کنيم ، مي‌بينيم که زوج ها چه کارهايي مي‌توانند انجام دهند تا از عشق و عواطفي که هر کدام نسبت به ديگري دارندحفاظت کنند و خلاصه چه چيزهايي ازدواج راحفظ مي‌کند ؟
مردها و زن ها عموما نياز به ميزان شدن هاي دقيق، احساسي متفاوت دارند . توصيه اي که براي اقايان وجود دارد اين است که از اختلاف نظر و مناقشه کنار بکشند و با همسران خود قهر نکنند. بلکه تشخيص دهند که وقتي همسرشان مسئله‌يا سوء تفاهمي را پيش مي‌کشد ممکن است کارش از روي عشق باشد و مي‌کوشد سلامت و روال درست رابطه خود را حفظ کند چون معمولا خانم ها سعي مي‌کنند رابطه خانوادگي از بين نرود ‌يا گو اينکه ممکن است براي ابراز خصومت خانم انگيزه هاي ديگري هم وجود داشته باشد ، وقتي به آنها مجال داده شده و روي مسائل کار شود و درباره آنها صحبت شود از فشارشان کاسته مي‌شود . اما شوهران بهتر است تشخيص دهندکه عصبانيت‌ يا عدم رضايت مترادف باحمله شخصي و جرو بحث هاي شديد نيست . احساسات همسران انها در اين زمان مشخص کننده قدرت حساسيت موضوع براي انهاست . توصيه اي که براي خانم ها وجود دارد نيز دز همين راستاست ، از انجا که اصلي ترين مشکل مردان اين است که زنانشان در بيان شکايتشان شدت عمل زيادي نشان مي‌دهند و گاهي ديگر غير قابل تحمل مي‌شود و باعث کناره گيري مرد مي‌شود . مواظب باشيد به شخصيت شوهرانتان هيچ وقت و در هيچ شرايط و نزاعي حمله و توهين نکنيد . از عملي که آنها انجام داده اند و باعث ناراحتي شما شده است شکايت کنيد ، نه اينکه از شخصيت شان انتقاد کرده و انها را تحقير کنيد . گله کردن، حمله به شخصيت نيست اين دو را از هم جدا کنيد و براي انها‌يک مرزي قائل شويد. گله کردن بيان روشني است در مورد ناراحت کننده بودن‌يک عمل مخصوص . عشق ورزيدن و کار کردن ظرفيت هاي دو قلويي هستند که علامت بلوغ کامل اند . اگر اينچنين باشد پس بلوغ و کمال بايد يکي از ايستگاه هاي خطرناک راه زندگي باشد زيرا بسياري از تمايلات در ازدواج وتحقق نشدن آنها در اين مسير است که باعث طلاق مي‌شود در اين زمان است که هوشمندي احساسي؛ را ظريف تر و حساس تر از هميشه مطرح مي‌کند اگر قرار است‌يگانگي زن وشوهري حفظ شود نيرو هاي عاطفي بين انها نقشي به مراتب حساس تر به عهده دارند . شايد بزرگ ترين گشايشي که در راه ادراک چيزهايي که ازدواج ها را استوار نگاه مي‌دارند‌يا آنها را از هم مي‌پاشاند ، از‌يک لحظه تفاوت در احساس به وجود مي‌ايد و اين لحظه باعث نزاع مي‌شود و در معرض ديد قرار مي‌گيرد‌يا رابطه را تا مرز نابودي مي‌برد‌يا نزاع پايان مي‌گيرد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 10:13  توسط رنگین کمون   | 

طبق آخرین یافته ها، تداوم و تکرار 20 اشتباه درطرز تفکر و برقراری ارتباط که افراد

مرتکب آن میگردند، توانایی نابود ساختن هر رابطه ای را دارا میباشد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 10:8  توسط رنگین کمون   | 

اگر زندگی صبح نیست پس چرا هر طلوع زندگی آغاز می شود؟!

اگر زندگی سوز نیست پس چرا شمع باید بسوز و بسازد و بگرید و بخندد؟!
اگر زندگی ناز نیست پس چرا مَهْوشانی که هَوی مهتابند اینقدر کرشمه دارند؟!
اگر زندگی ساز نیست پس چرا همه آهنگ ماندن را خوب می نوازند؟!
اگر زندگی بهار نیست پس چرا صدای پرندگان را در برگ ریز خزان هم می شود شنید؟!
اگر زندگی آبی نیست پس چرا چشم ماه رخان، رنگ دریا و آسمان دارد؟!
اگر زندگی ساده نیست پس چرا همه در خواب اینقدر بی نقشند؟!
اگر زندگی رقص نیست پس چرا پروانه ها تنها فصل عمر را می رقصند؟!
 
اگر زندگی چشم نیست پس چرا نور اینقدر می رقصد؟!
اگر زندگی کام نیست پس چرا عسل اینقدر شیرین است؟!
اگر زندگی حال نیست پس چرا غروب اصلا خواستنی نیست؟!
اگر زندگی رود نیست پس چرا فصلِ خشک، بهار کرکس است؟!
اگر زندگی جوی نیست پس چرا زمزمه اش اینقدر شنیدنی است؟!
اگر زندگی گل نیست پس چرا اشکِ گل، آئین عزا است؟!
اگر زندگی رنگ نیست پس چرا خاکستری، تنها، رنگ خاکستر است؟!
اگر زندگی مست نیست پس چرا اینقدر پاسبان بر هر کوی و برزن است؟!
اگر زندگی اشک نیست پس چرا آسمان که می گرید زمین می خندد؟!
اگر زندگی صفا نیست پس چرا بی صفا زندگی نیست؟!
اگر زندگی لرز نیست پس چرا اینقدر ماه در برکه می لرزد؟!
اگر زندگی خوب نیست پس چرا خفاشها تنها در غارند؟!
اگر زندگی زنده نیست پس چرا بوته رز همیشه گل می کند؟!
اگر زندگی صاف نیست پس چرا گورستانش مه آلود است؟!
اگر زندگی شراب نیست پس چرا این همه مست، زنده اند؟!
اگر زندگی خواب نیست پس چرا مرگ، مردمان را بیدار می کند؟!
اگر زندگی نوش نیست پس چرا نیش اینقدر سوز دارد؟!
اگر زندگی شاد نیست پس چرا حیوان نمی خندد؟!
 
انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست داد.
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است به سوی او

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 15:15  توسط رنگین کمون   | 

وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده. قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم .بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند . اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد.ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا میکرد .بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه مان رفته بود . رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم. دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی درخانه نبود که دلداریم بدهد . انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه میرفتم . تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوری رفتم و یک
چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم . تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ . صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت : اطلاعات .
 انگشتم درد گرفته .... حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود ، اشکهایک سرازیر شد .
پرسید مامانت خانه نیست ؟
گفتم که هیچکس خانه نیست .ا
پرسید خونریزی داری ؟
جواب دادم : نه ، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم .
پرسید : دستت به جا یخی میرسد ؟
گفتم که می توانم درش را باز کنم .
صدا گفت : برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار .
یک روز دیگر به اطلاعات لطفآ زنگ زدم .
صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت : اطلاعات .
پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند ؟ و او جوابم را داد .
بعد از آن برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم .
سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون کجاست . سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد . او به من گفت که باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم .
 روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم . او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند . ولی من راضی نشدم .
پرسیدم : چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل میشوند ؟

فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید ، چون که گفت : عزیزم ، همیشه به خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من حس کردم که حالم بهتر شد .  وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم . دلم خیلی برای دوستم تنگ شد. اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم .
وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم ، خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم . درلحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم ، یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم .
احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه میکردسالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم ، هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد . ناخوداگاه تلفن را برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم : اطلاعات لطفآ !
صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش ، پاسخ داد اطلاعات . ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند ؟ سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت : فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده .
خندیدم و گفتم : پس خودت هستی ، می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی ؟
گفت : تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود ؟ هیچوقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماسهایت بودم . به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم . پرسیدم آیا می توانم هر بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم . گفت : لطفآ این کار را بکن ، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم .ا
سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم .ا
یک صدای نا آشنا پاسخ داد : اطلاعات .ا

گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم ..ا
پرسید : دوستش هستید ؟
گفتم : بله یک دوست بسیار قدیمی ...ا
گفت : متاسفم ، ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت
قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت : صبر کنید ، ماری برای شما پیغامی گذاشته ، یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم ، بگذارید بخوانمش ... صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند :
به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند ...

خودش منظورم را می فهمد ....


 

پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند...

 عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...

بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...

 محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 16:28  توسط رنگین کمون   | 

بین یکی شدن با همسرتان در حالی که هویت و شخصیت اصلی خود را حفظ می‌کنید ، خط باریک و ظریفی وجود دارد.

این مسأله، موضوع چالش برانگیزی است . خصوصاً اگر تازه به زندگی مشترک وارد شده اید...

شاید بپرسید: منظور از یکی شدن چیست و چگونه من و همسرم می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟

یکی شدن نیاز به تلاش و ممارست دارد. این مساله نمی‌تواند سریع رخ دهد اما با تلاش و تعقل می‌تواند اتفاق افتد.

برای زوج‌های جوان ؛ تجربه درجه ای از پشیمانی در ابتدای ازدواج ، امری متداول است .

تغییر ناگهانی که پس از پایان ماه عسل ایجاد می‌شود یکی از سنگین ترین لحظات زندگی است.

بسیاری از زوج‌های جوان، این لحظات را مثل «ریخته شدن آب سرد روی صورتشان» توصیف می‌کنند.

برخی هم آن را به صورت‌های زیر بیان می‌کنند:

من احساس می‌کنم در سیاره دیگری هستم و می‌خواهم به خانه خودم برگردم.

من دلم برای کارهایی که دوست دارم انجام دهم تنگ شده است.

جمله ای که اغلب مشاوران ازدواج می‌شنوند این است که زوجین بیان می‌کنند که :

اگر دو نفر تبدیل به یکی شوند، این بدان معناست که من به عنوان یک شخص ناپدید خواهم شد؛ پس قضیه را فراموش کن!

اگر شما هم این گونه فکر می‌کنید تصور نکنید که تنها هستید یا موقعیت ناامید کننده ای دارید.

بسیاری از زوج‌های دیگر نیز چنین تصوری دارند.

سختی‌های زیادی که در هماهنگ کردن دو زندگی با هم وجود دارد شبیه به حرکت کردن در جهت مخالف طوفان و یافتن یک جای امن و آرام است.

بسیاری از زوج‌ها از چگونگی ترکیب دو شخصیت و هماهنگ شدن خواسته‌ها، آرزوها و رویاهایشان با یکدیگر، متعجب هستند و آن را عقلانی نمی‌پندارند بلکه معتقدند که ازدواج و ایجاد هماهنگی بین دو نفر مربوط به روح بوده و خداوند در آن دخیل است.

تغییر و تحول از مرحله مجردی (با آزادی‌های خاص خود) به متاهلی ( با تعهدات ویژه آن) می‌تواند در طرفین احساس عصبانیت یا ضرر و زیان را ایجاد کند. اما می‌توان با آن کنار آمد.این احساسات طبیعی هستند.

وقتی ما از دوران مجردی به متاهلی گام می‌نهیم، احساس زیان می‌کنیم. حس از دست دادن چیزی، احساس ناخوشایندی در ما ایجاد می‌کند. اما همین که در رابطه خود با شخصی که با او پیمان بسته ایم رشد و پیشرفت می‌کنیم غم و‌اندوه به شادی، رضایت و خرسندی تبدیل می‌شود.

در ازدواج باید به جای خودخواهی شخصی، احساس نزدیکی و وحدت با طرف مقابل داشت و تا حدودی تمایلات شخصی را به خاطر دیگری زیر پا بگذاریم. در این حالت تمامی احساسات ناخوشایند جای خود را به شادی و نشاط می‌دهد.

ایجاد یگانگی و وحدت، نیاز به تلاش زیادی دارد اما ارزش این همه سعی و تلاش را دارد.

اگر با چالش‌های «با هم بودن» دست و پنجه نرم می‌کنید چند پیشنهاد ساده زیر می‌تواند به شما کمک کند.

1- به یاد بیاورید که خداوند شما دو نفر را برای یک دلیل و هدف خاص در کنار هم قرار داده است و این که شما یکدیگر را پیدا کرده اید تصادفی نیست. او خواسته، شما یک روح باشید در دو بدن و به یکدیگر عشق بورزید و تا زمان مرگ در کنار هم باقی بمانید.

2- طریقه فکر کردن خود را تغییر دهید. شما هنوز هم یک فرد مستقل هستید اما در کنار فردی دیگری زندگی کنید. پس باید طرز فکر خود را تغییر دهید. چرا که اکنون تنها به خود تعلق ندارید و نباید مثل فردی مجرد رفتار کنید. با تغییر طرز فکر خود ، نوع احساسات خود را نیز می‌توانید تغییر دهید. مثل فردی متاهل فکر کنید؛ در این حالت همین گونه نیز احساس خواهید کرد.

3- سعی کنید روی اشتباهات همسرخود تمرکز نکنید و با تغییر خود شروع به افزایش یگانگی و همدلی با او کنید.

4- از دیگران یاد بگیرید. از زوج‌های موفقی که در اطرافتان می‌شناسید راز و رمز موفقیت شان را جویا شوید. ببینید آنها چه عادات و رفتاری داشته‌اند که چنین ازدواجی‌های موفقی را تجربه کرده‌اند.

5- در رابطه زناشویی، بیش از هر چیز سعی کنید سرگرمی‌های مشترکی را ایجاد کند و وقت زیادی را با هم و در کنار یکدیگر بگذرانید. همدلی و همراهی باعث ایجاد حس آرامش در طرفین خواهد شد و هدف اصلی ازدواج نیز رسیدن به همین ساحل آرامش است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 18:57  توسط رنگین کمون   | 

سعی کنید به شکست به عنوان راه جدیدی بنگرید.

راهی که شما را به تفکر پیرامون بازسازی و تولد دوباره، راهنمایی می‌کند.

- اولین گام برای رسیدن به آرامش، این است که به‌طور دقیق، مجسم کنید چه می‌خواهید. تا زمانی که آرزو و خواسته‌ی خود را نشناخته‌اید، هرگز نمی‌توانید آن را عملی کنید. دومین گام، عمل‌کردن به خواسته است.

- اگر قبول کنید که آن‌چه برای‌تان پیش می‌آید، به‌وسیله‌ی حکمت خداوند تعیین شده، دیگر از وقوع هیچ حادثه‌ی   بدی، سراسیمه نمی‌شوید و نگرانی به دل خود، راه نمی‌دهید.

- فکر نکنید که از شما گذشته و یادگرفتنِ هنری تازه، خاص جوان‌ترهاست. برای آموختن نقاشی، موسیقی، شعر،   

  داستان و نمایش، سن و سال مهم نیست بلکه علاقه، اهمیت دارد. فراموش نکنید هیچ آرام‌بخش اعصابی، هیچ  

  آمپول خواب‌آوری و هیچ لالایی، آرام‌بخش‌تر از نگاه‌کردن به ساخته‌ی دست خودتان نیست.

- سعی کنید در محیط کار با کسی بیش از آن‌چه که لازم است، صمیمی نشوید. در برابر افرادی که سعی دارند بیش    

   از آن‌چه که لازم است راجع به شما بدانند، تنها به لبخندی اکتفا کرده و آن‌گاه، روند صحبت را تغییر دهید.

- میز کار خود را تمیزکرده تا فردا صبح، آسوده‌تر به کار خود بپردازید. هرگز چند کار را با هم انجام ندهید،

 بلکه کاری را شروع کرده، به پایان برسانید و بعد به سراغ کار دیگری بروید.

- ساعتی یک‌بار از جای خود بلند شوید و کمی راه بروید تا زانوهای‌تان خسته نشوند. سعی کنید از صرف غذاهای پرچرب و سنگین بپرهیزید و خوراکی‌های ساده و پرانرژی مصرف کنید.

- صبح‌ها به جای کیک، میوه یا آب‌میوه بخورید. از خوردن بیش از سه فنجان چای در محل کار، خودداری کنید، زیرا اعصاب را تحریک‌کرده و خستگی می‌آورد. به جای آن، آب بخورید.

- خود را همان‌گونه که هستید، بپذیرید. سعی نکنید شخصیتی جز آن‌چه که هستید را به دیگران معرفی کنید و از  خود، چهره‌ای جدید بسازید. با لحن عادی خود، صحبت کنید تا دیگران شما را بشناسند و همان‌گونه که هستید، قبول‌تان کنند.

- برای انجام هر کاری، چه ساده و چه مشکل، چه حیاتی و چه پیش‌پا افتاده، لازم است با تمایل و رغبت هرچه   تمام‌تر، جلو بروید وگرنه با برداشتن گام‌های بی‌تفاوت و بی‌انگیزه، هرگز به سرمنزل مقصود، نخواهید رسید.

- به دیگران احترام بگذارید تا به شما احترام بگذارند. به خواسته‌ها و نیازهای دیگران اهمیت بدهید و در جهت منفعت‌های آنان بکوشید.

- «ریلکسیشن»، تکنیکی برای آرام کردن عضله‌های بدن است و شما با استفاده از آن می‌توانید از تنش و فشاری که بر بدن‌تان وارد شده، رها شوید و ذهن خود را نیز آرام کنید.

- مسایلی در زندگی وجود دارند که هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را پیش‌بینی کند یا از وقوع آن‌ها جلوگیری نماید. در صورت بروز چنین اتفاق‌هایی، کاری از شما برنمی‌آید، بنابراین خود را عذاب ندهید و حرص و جوش نخورید.

- می‌توانید زندگی، کار و فرزندتان را در دل، به خدا بسپارید و با خیال راحت به امور خود بپردازید. البته این بدان معنا نیست که خودتان هیچ تلاشی نکنید! بلکه بعد از تلاش و کوششِ همیشگی، نتیجه را به او واگذار کنید و بدانید که او از همه، عالم‌تر و داناتر است.

- وظیفه‌های بیش از حد به خود محول نکنید و اشتباه‌های خود را ببخشید...

- بدن، همیشه پیام‌هایی به ما می‌دهد که اغلب به آن‌ها توجه نمی‌کنیم. برای نمونه گاهی وقت‌ها، در میانه‌ی روز، ناگهان احساس خستگی می‌کنیم. به جای نادیده گرفتن این حس، بهتر است میوه‌ای خورده و ببینیم آیا آن خستگی به‌خاطر پایین‌آمدن میزان قند خون بوده یا خیر.




 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 18:52  توسط رنگین کمون   | 

عشق يعنی پرگشودن

      عشق يعنی سرفرودن

              عشق يعنی محرم راز

                       دل در آن حاصل نمودن

عشق يعنی راز هستی

         عاشقی را سربريدن

                 عشق يعنی بوی يک گل

                           در چمنزاری خزيدن   

عشق يعنی آن جدايی

      رفتن و هرگز نديدن

                  عشق يعنی ساز پنهان

                            چهچه بلبل شنيدن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 9:21  توسط رنگین کمون   | 

اين دستورات مختص به زوج خاصي نيست ؛ اينها ده چيزي است كه تعداد بسيار زيادي از همسران از شوهرانشان مي‌خواهند.توجه كنيد اينها خواسته‌هاي آنهاست نه نياز روحي شان . از لحاظ فردي هركسي مسئول نياز‌هاي عاطفي خويش است و بايد آنها را پر كند .

ما معتقديم 4 نياز روحي اساسي وجود دارد :

1-     نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن.

2-      نياز به تعلق داشتن .

3-      نياز به داشتن تصور ذهني خوب از خود .

4-      نياز به آزادى .

و اما خواسته‌هاي همسرتان از شما:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 16:35  توسط رنگین کمون   | 

 

قوانین طلایی در گفتگو همسران با یکدیگر


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 11:10  توسط رنگین کمون   | 

حال كه ازدواج را عاملی برای رفاه و گسترش آسایش جامعه می دانیم آیا تاكنون از خود پرسیده ایم كه چرا ازدواج ها و پیوند ها به جدایی ها می انجامد و چرا بعضی از زوج ها با هم ؛ همدلی و هم فكری و تفاهم دارند و بعضی دیگر ندارند ؟

 آیا از خود پرسیده ایم كه چگونه می شود زنان و شوهرانی كه مدعی بوده اند نمی توانند با یكدیگر زندگی كنند پس از چندی توانسته اند به خوبی با هم زندگی كنند ؟
این نوشته می تواند برای كسانی كه در مرحله تصمیم گیری برای ازدواج و یا در آستانه ازدواج هستند و نیز كسانی كه روابط زناشویی آنها آشفته شده است مفید باشد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 17:14  توسط رنگین کمون   | 

با رعایت 11 مورد ساده زیر خوشبخت ترین زوج روی زمین باشید

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم."

مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد. من اكنون كه حدود 2 سال از ازدواجم میگذرد به عینه مورد فوق را تجربه كرده ام . مطمئن باشید صادقانه گفتن این جمله زندگی تان را از این رو به آن رو می كند،اگر بیش از 30 سال هم از زندگی تان گذشته این مورد را امتحان كنید نه لوس بازی است نه سوسول بازی ...

 2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.

شاید این مورد كمی سخت بیاید اما باور كنید از آن روش هایی است كه معجزه می كند و تمام كدور ت ها و ناراحتی هایی را كه شاید پیش آمده باشد از بین می برد.مطمئن باشید اگر هر روز هم این كار را بكنید برایتان به حالت عادی در نخواهد آمد و تكراری نخواهد شد...

3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد.

 با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه با بهترین دوستانتان رفتار کنید.یادتان باشدکه همیشه بایدعاشق و معشوق باقی بمانید.پس وقتی برای شام بیرون می روید،درب را برای خانمتان باز کنید،صندلی را برای وی بیرون بکشید،و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.یادتان باشد كه همسرتان تنها كسی است كه در تمام غم ها و شادی هایتان با شما شریك است و دل سوز و فدایی شماست پس آیا به نظرتان چنین كسی ارزش چنین رفتار هایی را ندارد.

 4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید.

می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید.آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟خمیردندانتان را جدا کنید.آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟توجه نکنید،یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید،و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما،همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.

 5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید.

به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.

 6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید.

وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.                                                                                                                                         در موقع عصبانیت هرگز صدایتان را برای یكدیگر بلند نكنید و حرمت ها را زیر پا نگذارید.

 7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید.

 آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد.باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان،مادرتان،خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید.سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید.یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.

  8. اول به همسرتان فکر کنید.

اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود.تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او  راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.

 9. همسرتان را همه جا عزیز بدارید.

 به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید.وقتی درمورد او صحبت می کنید،بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.

  10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید.

 ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل.حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید.فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.

11. با احترام با یگدیگر صحبت كنید

اكثر افراد در روز های اول ازدواج و در دوران نامزدی بسیار محترمانه همدیگر را خطاب میكنند و كمتر از "جان" و "عزیز"به هم نمی گوینداما بعد از مدتی همه اینها فراموش می شود وبه اصلاح "تو تو" كردن جایگزین آن می شود .                                                                                                                                                خطاب كردن همسر با كلمه "شما" چه زن و چه مرد مانع بسیاری از كدروت ها و درگیر ها می شود ،یادتان باشد همسرتان بهترین كس شماست و اوست كه باید از همه بیشتر او را عزیز بدارید و با احترام برخورد كنید.                                                                                                                                    رعایت موارد بالا علاوه بر اینكه هیچ هزینه ای برایتان ندارد باعث می شود زند گی تان از این رو به آن رو شود،اشتباه نكنید این امور ساده تنها برای زو ج های جوان و تازه ازدواج كرده نیست حتی اگر بیش از10سال از ازدواجتان گذشته است،رعایت این موارد هیچ موردی برایتان ندارد.

 می توانید از هم اكنون شروع كنید و این موارد ساده را امتحان كنید... امیدوارم همیشه روز های خوشی را با همسرتان سپری كنید و لبخند همواره  بر روی لبتان باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 19:1  توسط رنگین کمون   | 

تنها عشق است که می زنده می ماند

عشق بسیار لطیف است

عشق ، امری قدسی ست .

ما در روابطمان تلاش می کنیم تا دیگری را به سطح یک شئ تنزل بدهیم .

زن تو ، شی نیست . حداقل بگذار او زن باقی بماند.

شوهر تو ، شی نیست . آزادی اش را به بند حماقت خود نکش .

زیرا گل عشق ، تنها در هوای آزادی می شکفد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 19:24  توسط رنگین کمون   | 

بسم الله الرحمن الرحیم


                                  «ای ماه یگانه»

          این پرده ز رُخ بر فکن ای ماه یگانه

تا یکسره مدهوش شوند خلقِ زمانه

          چشمان محبان همه یک مسئله پرسند

آیا  که کسی هست دهد از تو نشانه

          هر جا  نگرم در طلبت  سوته دلانند

هرشهربه‌ شهرکوی‌به‌کوخانه‌به‌خانه

          مشتاق تماشای تو زین غصه بسوزد

کآیا  برسد  فرصت  دیدار تو‌ یا نه

          بر  گیر  نقابت  که   فرومایه  نگوید

این منجی موعود خیال است‌وفسانه

          توظاهری‌هرجا ‌ومنم‌غایب ‌ازاین ‌نور

در  زمزمۀ  صبحدم  و ذکر  شبانه

          انوار  اگر  جا  و  مکان  از تو بداند

بی وقفه شود سوی سرای تو روانه


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 12:7  توسط رنگین کمون   | 

... که دوست داشتن از عشق برتر است و من،

 ‌هرگز خود را تا سطح بلندتريـــــن قله ى عشـــــق هاى بلند،‌

پايين نخواهم آورد  ...

 

(دکتر   علی شریعتی )




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 8:52  توسط رنگین کمون   |